۱۱ خودرو با آفرود فوق‌العاده به استثنای جیپ رنگلر

[ad_1]

جیپ رنگلر همیشه به عنوان گزینه اول خرید یک وسیله نقلیه آفرود جدید برای خریداران مطرح است؛ چرا که با این سطح بودجه، تنها تعداد کمی تراک با این قابلیت‌ها وجود دارند. امّا اگر کسی یک رنگلر نخواهد، چه گزینه‌های پیش رو خواهد داشت؟ شاید  به یک خودروی لوکس‌تر و یا به یک کف بارگیر احتیاج داشته باشید. شاید انتظار برای نسل بعدی رنگلر، اندکی برایتان سخت است. در ادامه، ۱۱ نمونه از بهترین گزینه‌ها اشاره می‌کنیم.

شورولت کلرادو ZR2

به لطف دیفرانسیل‌های قفل‌شونده در جلو و عقب، و همین‌طور مجموعه‌ای از دامپرهای فوق‌العاده سوپاپ قرقره‌ای مولتی‌ماتیک، کلرادو ZR2 قابلیت‌های بسیار بالایی در خارج از جاده دارد. البته باید از مهارت کافی برای آزاد کردن تمام پتانسیل‌های آن برخوردار باشید.

لندروور دیسکاوری

جدیدترین نسخه لندروور دیسکاوری، فریم پله‌ای در مدل قبلی را کنار گذاشته و به جای آن، از یک ساختار یکپارچه استفاده کرده است. امّا در عین حال، خشونت و سرسختی خود را حفظ کرده است. دیسکاوری جدید با استفاده از سیستم‌های الکترونیکی هوشمند آفرود لندروورها، عملکردی بالاتر از سطح انتظار در خارج از جاده به نمایش می‌گذارد.

مرسدس‌بنز G550

درست است که قیمت یک مرسدس‌بنز G550 از حدود ۲ برابر گران‌ترین نسخه رنگلر آغاز می شود، امّا این دلیلی برای فراموش کردن قابلیت‌های آفرود در این خودرو نیست. با وجود سه دیفرانسیل قفل‌شونده، تنها تعداد اندکی مکان در دنیا وجود دارد که یک «جی‌-واگن» نمی‌تواند برود. به‌علاوه، جی-واگن نیز همانند رنگلر، یک مدل نمادین است.

لندروور رنج‌روور

ترکیب ویژگی‌های لوکس و قابلیت‌های آفرود مناسب در رنج‌روور به مانند هیچ‌کدام از خودروهای دیگر دنیا نیست. البته باید اذعان کرد که تعداد اندکی از مالکان این خودرو،‌ آن را به خارج از جاده می‌برند، امّا باید گفت که آنها این لذت را از دست می‌دهند. رنج‌روور در زمین‌های سست و لغزنده، اگر وضعیتی بهتر از مسیرهای شهری نداشته باشد، از عملکرد مناسبی برخوردار است.

جیپ گرند چروکی تریل‌هاوک

بالاترین قابلیت‌های آفرود جیپ در مدل «رنگلر» خلاصه شده، امّا این مدل در زمینه ویژگی‌های لوکس، حرف چندانی برای گفتن ندارد. جیپ با اضافه کردن پکیج تریل‌هاوک به مدل «مجلل‌تر» گرند چروکی، برخی قابلیت‌های حضور در مسیرهای مختلف را به آن افزوده و تعادل مناسبی بین یک شاسی‌بلند جاده‌ای و آفرود برقرار کرده است.

تویوتا فور رانر TRD پرو

بیش از ۳۰ سال از ورود فور رانر به خط تولید تویوتا می‌گذرد و این خودرو در حالی که همگام با زمان، پیشرفت کرده، امّا همچنان کانسپت اولیه را حفظ کرده است. فور رانر یکی از آخرین بازمانده‌های شاسی‌بلند در دوره‌ای است که در آن بیشتر رقبایش از بین خودروهای معمولی بودند. این در حالی است که با انتخاب نسخه «TRD  پرو»، امکان استفاده از یک دیفرانسیل قفل‌شونده، شوک‌های Bilstein و برخی تجهیزات ظاهری فراهم می‌شود.

تویوتا لندکروزر

رقیب واقعی برای رنج‌روور، همین‌ تویوتا لندکروز و همتای لکسسی‌اش، LX است. لندکروزر یک خودروی بزرگ، راحت، باشکوه و با قابلیت‌های بالا با مجموعه‌ای از تجهیزات الکترونیک ویژه آفرود است. البته این سطح از تجهیزات و راحتی، مستلزم پرداخت هزینه مناسب خواهد بود؛ چرا که مدل تویوتا از ۸۳ هزار و ۸۲۵ دلار آغاز می‌شود و این رقم برای مدل لکسس ۸۸۸۸۰ دلار است.

فورد F-150 رپتور

فورد در مدل رپتور، دقیقاً نسخه‌ای از F-150 را ارائه می‌دهد که به شکلی‌ دیوانه‌وار برای رانندگی آفرود تنظیم شده است. در این مدل، حتی یک حالت راننگی «باجا» نیز پیش‌بینی شده و تمام ویژگی‌های این تراک را به شما یادآوری می‌کند.

رام پاور واگن

وقتی پاور واگن اولین بار در سال ۲۰۱۴ ارائه شد، خیلی‌ها بر این باور بودند که این همان نسخه پیکاپ جیپ رنگلر است که منتظرش بوده‌اند. البته در حال حاضر می‌دانیم که رنگلر پیکاپ به‌زودی از راه خواهد رسید، امّا با وجود چهره خشونت‌بار و عملکرد فوق‌العاده، نمی‌توان از کنار نام «پاور واگن» به سادگی گذشت.

نیسان تیتان XD PRO-4X دیزل

نیسان هنوز مدل تیتان واریِر را که قرار است رقیب «رپتور» باشد، به خط تولید نفرستاده و بنابراین، در حال حاضر بهترین نسخه آفرود از بین سری تیتان، مدل XD PRO-4X است؛ خودرویی که با شوک‌های Bilstein و یک دیفرانسیل قفل‌شونده در عقب همراه است. امّا چیزی که آن را از سایر گزینه‌ها در این لیست متمایز می‌کند، آپشن پیشرانه کامینز V8 دیزل است.

سوبارو اوت‌بک

حضور سوبارو اوت‌بک در این لیست، شاید تعجب خیلی‌ها را به دنبال داشته باشد؛ چرا که نه فاصله زیادی نسبت به سطح زمین دارد و خبری از تایرهای با آج‌های بزرگ یا دیفرانسیل قفل‌شونده در آن نیست. امّا عملکردی فراتر از انتظار، در خارج از جاده نشان می‌دهد. مطمئناً کسی نمی‌خواهد اوت‌بک‌ را به مسیرهای بسیار سخت ببرد، امّا برای یک آفرود سبک مناسب خواهد بود.

منبع: roadandtrack

[ad_2]

لینک منبع

محبوب‌ترین طراحی و رندر خودروهای کانسپت 2017

[ad_1]

خودروهای کانسپتی که توسط طراحان هنرمند و بااستعداد در قالب رندرینگ ارائه می‌شوند، همیشه اشتیاق زیادی برای نسخه‌های تولیدی در آینده ایجاد می‌کنند؛ کانسپت‌هایی که شامل موارد مختلفی از رودستر الکتریکی گرفته تا هایپرکارهای بریتانیایی، و حتی یک جگوار آماده برای پیست می‌شوند.

در میان همه این کانسپت‌ها و رندرهای که با گذشت نیمی از سال ۲۰۱۷ میلادی دیده‌ایم، ۱۰ گزینه جذاب وجود دارند که بیشترین تعداد اشتراک‌گذاری را در شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر و فیسبوک به خود اختصاص داده‌اند. در ادامه، این کانسپت‌ها را مرور می‌کنیم.

کانسپت ب‌ام‌و M کوپه

محبوب‌ترین رندرینگ با بیش از ۲۳۰۰ اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی مربوط به کانسپت زیبا و خاطره‌انگیز ب‌ام‌‌و Z3 M کوپه بوده است. این کانسپت که محصول هنرمند رندرینگ فنلاندی، ایسا ماستونِن است، الگوهای مدرن ب‌ام‌و را با فرم‌های خودروی اولیه ترکیب کرده و احتمالاً خیلی‌ها مشتاق نسخه تولیدی از آن شده‌اند.

کانسپت فراری 612 GTO III

فراری از سال ۲۰۱۰، از عنوان نمادین 612 استفاده نکرده و شاید همین موضوع باعث شده تا هنرمندی به نام ساشا سِلیپانوف با همکاری متخصص رندرینگ CGI، سرگئی دیورنیتسکی (دست به احیای آن بزند. این کانسپت زیبا که از برخی جنبه‌های مدل نمادین 250 GTO نیز الهام گرفته، تصویری از یک فراریِ مدرن 2+2 تورینگ با برخی ویژگی‌ها از سوپرماشین‌ها ارائه می‌دهد.

کانسپت تورینو 380

کانسپت تورینو 380 را در یک کلمه می‌توان توصیف کرد و آن «منحصر به فرد» است. این کانسپت که توسط تیمی از طراحان شامل هنرمندان رندینگ آرژانتینی، فکوند داویلا، مارسلو و لوکاس باسیله تهیه شده، یکی از عناوین قدیمی و فراموش شده را در قالب یک رویکرد آینده‌نگرانه احیا کرده است و از این جهت با سایر خودروهای موجود در این لیست فرق دارد.

کانسپت پورشه 911

ساشا سلیپانوف شاید به خاطر کارهایی مانند بوگاتی شیرون و کانسپت فراری 612 که در بالا به آن اشاره شد، شناخته شده باشد، امّا یک اثر برجسته و محبوب دیگر نیز به نام کانسپت پورشه 911 در کارنامه دارد. کانسپت پورشه 911 تصویری دوباره از این خودروی اسپورت نمادین با برخی اِلمان‌هایی است که کانسپت میشن E به عاریت گرفته شده‌اند.

کانسپت تسلا رودستر ۲۰۱۹

یک تسلا رودستر جدید قرار است که به این زودی‌ها از راه برسد، امّا تا آن موقع، شاید بهتر است از تفسیر آینده‌نگرانه ژان پِی‌سِرت از «پی‌سرت دیزاین» بر اساس کانسپت تویوتا FT-1 استفاده کنیم. با اینکه این کانسپت مجموعه‌ای از الگوهای آشنای خودرویی که بر اساس آن طراحی شده را در خود جای داده، امّا جلوبندی منحصر به فرد و خطوط نرم به کار رفته در بدنه، آن را به یک نمونه واقعی از محصولات تسلا بدل کرده‌اند.

کانسپت بوگاتی تایپ 57 T

بوگاتی شیرون یک هایپرکار فوق‌العاده است؛ با همان شرایطی که قبل از آن، «ویرون» داشته است. ولی برای آنها که به دنبال یک نسخه لوکس‌تر از محصولات بوگاتی هستند، شاید نسخه‌ طراحی‌شده توسط آرتور بی. نوستاس مناسب باشد. تایپ 57 T الگوهای مدرن شیرون را با برخی اِلمان‌های کلاسیک از «تایپ 57SC آتلانتیک» ترکیب کرده تا نسخه‌ای کامل از یک «تورینگ کار» تولید کند.

کانسپت مک‌لارن هایپر کار

مدل P1 شاید به انتهای عمرش رسیده باشد، امّا حتی مک‌لارن نیز تأیید کرده است که یک سوپرماشین جدیدتر و احتمالاً‌ بهتر، به عنوان بخشی از برنامه موسوم به “Track22” در راه است. در این میان، رالی هِیر، دانشجوی طراحی، به امید اینکه بتواند بر سرعت فرآیند طراحی مدل جدید تأثیر بگذارد، تصویری از یک کانسپت ارائه کرده است. همانند P1، این خودرو نیز دارای یک طراحی دراماتیک است و به احتمال زیاد، از یک سیستم پیشرانه هیبریدی استفاده می‌کند.

کانسپت جگوار SS-107 لمانز

تاریخ حضور جگوار در پیست مسابقات مملو از موفقیت است، امّا اگر سال‌های اخیر را بررسی کنیم، جدا از رقابت‌های فرمول E، این کمپانی توفیق چندانی به دست نیاورده است. امّا طراحی به نام سردار سویال، کانسپتی خلق کرده که می‌تواند بلیت بازگشت برند بریتانیایی به دنیای مسابقات سرعت باشد. این کانسپت که با عنوان SS-107 شناخته می‌شود، ترکیبی از مشخصات کلاسیک از سوپرماشین‌هایی مانند XJ220 و تکنولوژی‌های مدرن خودروهای مسابقه‌ای را در خود دارد.

کانسپت مازراتی جِنِسی

خط تولید کم‌رمق مازراتی می‌تواند با طراحی سرگئی دیورنیتسکی در کانسپت «جِنِسی»، شروع دوباره‌ای داشته باشد. این مدل که با الهاماتی از «گرن توریزمو» و «آلفیری» طراحی شده، طرحی از یک خودروی اسپورت جدید را به تصویر می‌کشد که می‌تواند حال و هوای بسیار خوبی در آینده محصولات خودروساز ایتالیایی ایجاد کند.

[ad_2]

لینک منبع

صنعت خودروی کشور به کجا می‌رود؟!

[ad_1]




پس از گشایش‌هایی که توسط برجام ایجاد شد جوی روانی به وجود آمد که همگان انتظار تولید و عرضه خودروهای روز با کیفیت مناسب و قیمتی منطقی و در دسترس برای اکثر جامعه را داشتند؛ اما همان‌گونه که قبلاً نیز تجربه کرده‌ایم (تولید تندر 90 و ادعاهای جایگزینی آن با پیکان را به یاد آورید) این امری تقریباً محال بود. کما اینکه اولین ثمره برجام که پژو 2008 است با چه هیاهو و جنجال حاشیه‌هایی پیش‌فروش شد. به راستی چه آینده‌ای برای صنعت خودروی داخلی متصور هستید؟

cartoon
هر روز که می‌گذرد بیشتر از پیش به حال این صنعت بسیار اساسی و حیاتی تأسف می‌خوریم. صنعتی که در صورت جهت‌گیری و سیاست‌گذاری صحیح می‌تواند بار عظیمی از دوش مشکلات کشور برداشته و مایه برکات فراوانی برای کشور عزیزمان شود؛ اما افسوس و صد افسوس نشانه‌هایی که می‌بینیم ابرهای تیره‌ای هستند که انگار خیال کنار رفتن را ندارند.


در ابتدا هیاهوی فراوانی درباره ورود خودروسازارن برتر و معتبر جهانی به جای خودروسازان گمنام و تازه کار چینی شنیده می‌شد. به عنوان مثال امید می‌رفت تا فولکس واگن تولید خودرو در ایران را آغاز نماید. رنو هم مدل‌های روز و جهانی خود را جایگزین تندر و خودروهای ارزان‌قیمت داخلی کند و سایر خودروسازان نیز بساط تولید را در این سرزمین پهن نمایند. اما ناامیدانه باید گفت که فولکس تاکنون تنها به واردات خودرو تنزل نموده، سرنوشت ام‌جی-پارس مشخص نیست و شاید رنو هم خودروهای ارزان قیمت خود را در اینجا با قیمتی بالاتر و در کنار مدل‌های قدیمی تولید نماید. و این ظاهرا رسم بازار خودروی ایران است! با این اوضاع چینی‌ها با فراغ خاطر بیشتری، حتی به قیمت تولیدات خود نیز در این دیار افزوده‌اند.


در ادامه با ذکر دو مثال روشن این وضعیت را تشریح می‌کنیم.
بی‌شک همه‌ی شما عزیزان با ماجرای پیش‌فروش پژو 2008 آشنا هستید. خودرویی که در ابتدا صحبت از بهای 70-80 میلیونی آن بود اما هم‌اکنون با پیش‌پرداخت 60 میلیون تومانی پیش‌فروش شده است. اولین و اساسی‌ترین سؤالی که به ذهن متبادر می‌شود این است که بهای نهایی این خودرو چقدر است؟ پاسخ این سؤال همان‌قدر که عجیب است همان‌قدر نیز تأسف‌آور است. در کجای جهان خودرویی را بدون مشخص بودن قیمت اصلی می‌فروشند؟! بدتر آنکه برای خرید خودرویی که بهایی اصلی آن مشخص نشده و حتی به جرئت می‌شود گفت بالای 90 درصد ثبت‌نام کنندگان آن را از نزدیک نیز ندیده‌اند صف خرید تشکیل می‌شود. آیا برای چنین صنعتی می‌توان آینده روشنی را متصور شد؟!


مثال دیگر به پراید مربوط است. طبق تازه‌ترین خبرهایی که منتشر شده این خودرو “قرار است” سال 97 از خط تولید خداحافظی کند. حساب تعداد دفعاتی که اعلام شده پراید دیگر تولید نخواهد شد از دستان ما خارج شده اما اجازه دهید به ضرب‌الاجل عدم تولید در سال 97 با دیده تردید بنگریم. البته مشابه این موضوع نیز به پیکان مربوط است که پس از کش‌وقوس‌های فراوان سرانجام در سال 1384 به موزه فرستاده شد اما انگار مشکل با بدنه پیکان بخت برگشته بود زیرا قلب نه چندان پاکیزه (!) آن هم‌اکنون در سینه‌ی خودرویی چون آریسان می‌تپد. به احتمال بسیار زیاد پراید نیز چنین سرنوشتی خواهد داشت و با پوست انداختن دوباره وارد خط تولید خواهد شد.


این دو مثال تنها گوشه‌ای بسیار کوچک از زوایای بسیار آشکار صنعت خودروی داخلی بود. از ذکر تولید نمونه‌های تاریخ مصرف گذشته خودداری می‌کنیم تا از طولانی شدن عرایض جلوگیری کنیم. هر انسان وطن‌دوستی از پیشرفت و اعتلای صنعت کشورش خوشحال می‌شود و بی‌شک برای پیشبرد آن در حد توان کاری انجام می‌دهد؛ اما وقتی به صنعت خودرو نگاه می‌کنیم جز ناراحتی و افسوس چیزی نصیبمان نمی‌شود. همه‌ی ما دوست داریم ساخته‌های داخلی را سوار شده و به آن‌ها افتخار کرده و البته آن‌ها را به رخ جهانیان بکشیم اما با این شرایطی که وجود دارد تمامی ما دلسرد می‌شویم…


نظر شما چیست؟ صنعت خودروی داخلی به کدام سمت می‌رود؟ آینده این صنعت مادر چگونه خواهد بود؟ آیا روزی رویای سوار شدن به خودروهای روز و با کیفیت و البته با بهای منطقی به حقیقت تبدیل خواهد شد؟ نظرات ارزشمند خودتان را با میان در میان بگذارید.

[ad_2]

لینک منبع

جشن استقلال آمریکا با حضور آمریکایی‌ترین خودروها!

[ad_1]

چهارم جولای برابر با 13 تیر روز استقلال ایالات‌متحده و روزی است که اعلامیهٔ استقلال این کشور به تصویب کنگره رسید. در جولای امسال، جشن 241 سالگی استقلال آمریکا برگزار شد. ولی ما چگونه جشن بگیریم؟ مشخص است؛ با خودروهای آمریکایی! اما چه خودروهایی آمریکایی هستند؟ ماشین‌هایی که در آمریکا ساخته شده‌اند؟ آن‌هایی که توسط یک خودروساز آمریکایی تولید شده‌اند؟ یا…؟ برخی معتقدند خودروهای آمریکایی آن‌هایی نیستند که صرفاً در خاک این ایالات‌متحده مونتاژ می‌شوند بلکه به خودروهایی می‌توان آمریکایی گفت که بیشتر قطعات آن‌ها در آمریکا ساخته شده باشد صرف‌نظر از اینکه سازندهٔ آن‌ها در کدام کشور واقع باشد. خوشبختانه سایت Car.com مثل یازده سال گذشته امسال هم لیستی از چنین خودروهایی تهیه کرده است.

این لیست هرساله توسط این سایت طبق شاخص ساخت آمریکا گردآوری می‌شود اما متأسفانه از میزان قطعات ساخت آمریکا در خودروها کاسته شده است. در سال اول بررسی این شاخص، بیش از 60 خودرو واجد شرایط بودند اما این تعداد در سال گذشته به تنها هشت خودرو کاهش یافت. طبق گزارش Car.com تعداد خودروهایی که امسال بر اساس این شاخص می‌توان آن‌ها را آمریکایی دانسته به فقط سه نمونه محدود شده است. به همین دلیل، فرمول شاخص مذکور برای امسال اصلاح شده است که طی آن تمرکز صرفاً بر روی قطعات و اینکه چگونه و کجا سرِ هم می‌شوند گذاشته شده است. از 120 خودرویی که در ایالات‌متحده ساخته می‌شوند، سردبیران این سایت تعداد 10 خودرو را انتخاب کرده‌اند که همگی در قلب آمریکا به تولید می‌رسند. حال در ادامهٔ این مطلب می‌توانید لیست 10 خودروی ساخت آمریکا را ملاحظه کنید.

جیپ رانگلر

نماد SUVهای آمریکایی یعنی جیپ رانگلر در اوهایو ساخته می‌شود. این خودرو نه‌تنها توسط یک شرکت آمریکایی ساخته می‌شود (که البته بخشی از آن در مالکیت ایتالیایی‌ها است)، بلکه درصد بالایی هم قطعات آمریکایی دارد. این میزان برای رانگلر دودر 74 درصد و برای نمونهٔ پنج‌در 75 درصد است.

جیپ چروکی

چروکی که بیشتر یک کراس‌اوور است تا یک SUV، تا همین اواخر همراه با رانگلر در اوهایو تولید می‌شد اما به‌تازگی خط تولید آن به ایلینوی منتقل شده است. البته این ماشین هنوز هم در ایالات‌متحده تولید می‌شود و 70 درصد از قطعات آن نیز در داخل این کشور ساخته می‌شود.

فورد تاروس

سدان خانوادگی آمریکایی یعنی تاروس، در شیکاگو توسط یک شرکت آمریکایی تولید می‌شود که سهامش مانند دو قطب دیگر صنعت خودروسازی آمریکا در بورس نیویورک عرضه می‌شود. این امر باعث می‌شود که فورد صاحبان مختلفی داشته باشد اما خانوادهٔ فورد بخش بزرگی از قدرت رأی‌گیری را در این کمپانی در اختیار داشته و همچنان آن‌را کنترل می‌کنند.

هوندا ریج‌لاین

پیکاپ هوندا ریج‌لاین ممکن است خودرویی ژاپنی و وارداتی به نظر برسد اما این خودرو درواقع در ایالات‌متحده و در آلاباما تولید می‌شود. بعلاوه این یک پیکاپ تراک است؛ بنابراین چه چیزی می‌تواند بیشتر از ریج‌لاین آمریکایی باشد؟

آکورا RDX

کراس‌اوورها بازار بزرگی در ایالات‌متحده دارند و بنابراین بخش لوکس هوندا نیز آن‌ها را در این کشور تولید می‌کند. کراس‌اوورهای آکورا RDX و MDX به همراه هوندا CR-V در شرق لیبرتی تولید می‌شوند درحالی‌که در نزدیکی آن، سوپراسپرت NSX نیز همراه با مدل‌های ILX و TLX و هوندا آکورد به تولید می‌رسد.

فورد F150

فورد F150 همواره پرفروش‌ترین خودروی آمریکا بوده و بخش بالایی از قطعات آن نیز آمریکایی است. این تراک به‌صورت موازی در کارخانه‌های فورد در میشیگان و میسوری تولید می‌شود. همچنین هرچند F150 در بازارهایی در سراسر جهان هم عرضه می‌شود اما می‌توان با قاطعیت گفت که اکثر آن‌ها در این دو کارخانه در ایالات‌متحده تولید می‌شوند.

فورد اکسپیدیشن

اکسپیدیشن را می‌توان به‌نوعی نسخهٔ SUV تراک F150 دانست که مشابه آن اکثر قطعاتش ساخت آمریکا است. این SUV بزرگ که هم‌اکنون در نسل چهارم خود قرار دارد، همراه با همتای لوکس و قدیمی‌اش لینکلن نویگیتور و تراک‌های سوپر دیوتی فورد در کنتاکی تولید می‌شود.

جی‌ام‌سی آکادیا

جی‌ام‌سی آکادیا که در میشیگان تولید می‌شود، در نسل نخست خود به‌شدت با کراس‌اوورهای شورلت تراورز، بیوک انکلیو و ساترن اوت‌لوک اشتراک داشت؛ اما نسل دوم این خودرو مستقل شده و صرفاً در پلت‌فرم با کادیلاک XT5 مشترک است.

هوندا اودیسه

زمانی مینی‌ون‌ها بازار بزرگی در ایالات‌متحده داشتند. ولی هرچند در حال حاضر ممکن است کراس‌اوورها تا حد زیادی جای آن‌ها را گرفته باشند اما مینی‌ون‌ها هنوز هم در بازار حضور دارند. این روزها اکثر این خودروها توسط خودروسازان خارجی ساخته می‌شوند مانند هوندا اودیسه که به‌طور خاص برای بازار آمریکای شمالی در آلاباما تولید شده و با نسخه‌هایی که در خارج از این کشور عرضه می‌شوند متفاوت است.

هوندا پایلوت

این محصول چهارمی از هوندا است که در این لیست حضور دارد یعنی حتی بیشتر از تمامی خودروسازان آمریکایی. پایلوت در آلاباما تولید می‌شود یعنی همان‌جایی که خودرویی که پلت‌فرم مشترکی با آن دارد یعنی وانت ریج‌لاین هم به تولید می‌رسد. خودروهای موجود در این لیست موجب می‌شود که در مورد تشخیص اینکه کدام خودرو آمریکایی و کدام خودرو وارداتی است دچار چالش شویم.

 

منبع: CarScoops

[ad_2]

لینک منبع

نبرد بزرگ سدان‌های لوکس میان سایز

[ad_1]

رویارویی آئودی A6، ب‌ام‌و 540i، مرسدس-آام‌گ E43، کادیلاک CTS V-Sport و جگوار XF S

طی چند سال اخیر، شاسی‌بلندها بخشی از سهم بازار سدان‌های پریمیوم متوسط را تصاحب کرده‌اند؛ اما حتی با وجودی که نسبت فروش سدان‌های متوسط لوکس باهمتایان شاسی‌بلند خود یک‌به‌دو است، ولی این سدان‌های لوکس هنوز هم به حیات خود ادامه داده‌اند چراکه همچنان نزدیک به 190 هزار دستگاه از این خودروها به‌صورت سالانه در ایالات‌متحده فروخته می‌شود و همچنان خودروهای زیادی در این کلاس حضور دارند؛ بنابراین ما هم تصمیم گرفتیم مقایسه‌ای میان خودروهای حاضر در سگمنت سدان‌های متوسط پریمیوم انجام دهیم. تعدادی از خودروهای حاضر در این کلاس بسیار اسپرت‌تر از یک شاسی‌بلند هستند و در حالت ایده آل، ترکیبی از ویژگی‌های لاکچری و دینامیک رانندگی اسپرت را با یک رانندگی روزانهٔ عالی ارائه می‌کنند. خودرویی می‌تواند پیروز این رقابت لقب گیرد که بهترین تعادل را بین این ویژگی‌ها برقرار کرده باشد.

در ابتدا برای این نبرد هشت نامزد را در نظر داشتیم؛ اما بعداً تصمیم گرفتیم لینکلن کانتیننتال را از لیست حذف کنیم چراکه این خودرو بیشتر یک ماشین لوکس است تا اسپرت. جنسیس G80 اسپرت هم با پیشرانهٔ V6 توئین توربوی متعلق به مدل بزرگ‌تر G90 هم گزینهٔ مناسبی جهت شرکت در این آزمون بود اما تنها چند ماه بیشتر از آغاز فروش آن نگذشته است. بدین ترتیب در لیست ما شش خودرو باقی ماندند اما نهایتاً رقابت با حضور پنج خودرو برگزار شد زیرا مازراتی گیبلی تنها در یک تیپ عرضه می‌شود که قیمتش به صد هزار دلار می‌رسد. این قیمت برای شرکت در آزمایش ما بیش‌ازحد گران بود و به همین دلیل این خودرو هم از لیست شرکت‌کنندگان کنار رفت.

یکی از جدیدترین خودروهای این جمع پنج‌نفره، مرسدس-آام‌گ E43 4Matic با 400 اسب بخار قدرت است که بر اساس نسل جدید E کلاس ساخته شده است. E43 شکاف بین مدل E300 با پیشرانهٔ چهار سیلندر توربوی 245 اسبی و مدل E63 S با پیشرانهٔ V8 توئین توربوی 610 اسبی را پُر می‌کند. قیمت پایهٔ E43 از 73,325 دلار آغاز می‌شود اما قیمت نمونهٔ مورد آزمایش ما به 91,175 دلار رسیده است. البته از این قیمت می‌توان به‌راحتی با صرف‌نظر کردن از رنگ قرمز کاردینال بدنه، تریمی داخلی متالیک، تریم مشکی‌رنگ بیرونی، تهویهٔ صندلی‌های جلو، غربیلک فرمان آام‌گ و سیستم صوتی برمستر، 7,830 دلار کم کرد چراکه هیچ‌کدام از این موارد توانایی‌های ذاتی E43 را افزایش نمی‌دهند و فقدان هیچ‌کدام تجربهٔ رانندگی آن‌را مخدوش نمی‌کنند.

در سمت دیگر میدان آئودی A6 3.0T کواترو قرار دارد. این خودرو برای سال 2016 تازه‌سازی میان‌دوره‌ای خود را تجربه کرده است که برای آن نمای جلویی جدید جلو و عقب، سازگاری با کارپلی اپل و وای فای داخلی را به ارمغان آورده است. برای سال 2017 نیز برای A6 یک پکیج سفارشی بنام پکیج رقابت ارائه شده که سیستم تعلیق اسپرت، سیستم کنترل گشتاور در دیفرانسیل عقب، رینگ و لاستیک‌های قرض گرفته شده از مدل S6، هفت اسب بخار قدرت بیشتر برای پیشرانهٔ V6 سوپرشارژ (که مجموع قدرت را به 340 اسب بخار می‌رساند) و ویژگی‌های داخلی و خارجی S6 را به آن اضافه می‌کند. البته امکان انتخاب مدل S6 با پیشرانهٔ 450 اسب بخاری V8 هم برای این رقابت وجود داشت چراکه قیمتی کمتر از 80 هزار دلار دارد اما درنهایت به جهت اینکه می‌خواستیم آزمون را با خودروهای شش سیلندر برگزار کنیم تصمیم بر آن شد که مدل پایین‌تر A6 با موتور شش سیلندر را برگزینیم؛ اما با وجود صرف‌نظر کردن از S6، همین نمونهٔ شرکت‌کننده در این رقابت نیز با قیمت 72,175 دلار، خودروی گران‌قیمتی است درحالی‌که سن بالای آن نیز کاملاً احساس می‌شود.

این آزمایش مطمئناً بدون حضور ب‌ام‌و سری 5 کامل نخواهد بود. نسل هفتم این سدان باواریایی برای سال 2017 با کد داخلی G30 معرفی شده و حالا مدل 540i آن در آزمون ما شرکت کرده است. این خودرو از آخرین نسخهٔ پیشرانهٔ شش سیلندر خطی ب‌ام‌و استفاده می‌کند که با تجهیز به یک توربوشارژ، 340 اسب بخار قدرت تولید می‌کند. 540i با 57,445 دلار، کمترین قیمت پایه را در بین اعضای گروه دارد اما با سفارش پکیج‌ها و آپشن‌های شخصی، قیمت آن بالا می‌رود به‌نحوی‌که قیمت نمونهٔ مورد آزمایش ما به 82,610 دلار رسیده است. ولی همانند مرسدس، پایین آورد برچسب قیمتی ب‌ام‌و نیز با حذف تجهیزاتی نه‌چندان ضروری مانند سیستم صوتی Bowers & Wilkins به قیمت 4,200 دلار، سیستم پارک از راه دور به قیمت 750 دلار، تریم سرامیکی مشکی‌رنگ داخلی به قیمت 650 دلار و سیستم آرام بستن درها به قیمت 600 دلار، آسان است.

نسل دوم جگوار XF اوایل سال گذشته به بازار آمد و حالا نخستین آزمون مقایسه‌ای خود را تجربه می‌کند. هرچند نسل دوم XF در ظاهر به نسل قبلی شباهت دارد اما بدنهٔ آن از آلومینیوم ساخته شده که در این سگمنت منحصربه‌فرد است. در زیر کاپوت این جنتلمن بریتانیایی یک موتور 3 لیتری V6 سوپرشارژ قرار گرفته که اساساً همان پیشرانهٔ V8 جگوار منهای دو سیلندر است. برای تجربهٔ آزمونی خوب، جگوار مدل XF S را با سامانهٔ چهارچرخ محرک برای ما فرستاده است. علاوه بر این، در نسخهٔ S قدرت موتور V6 از 340 اسب بخار به 380 اسب بخار افزایش پیدا کرده است. جگوار XF S مورد آزمایش ما قیمتی برابر با 77,535 دلار دارد.

و درنهایت به آخرین شرکت‌کنندهٔ این نبرد یعنی کادیلاک CTS V-Sport می‌رسیم. خودرویی که سابقاً برندهٔ رقابت 10Best ما شده و قدرتمندترین عضو این جمع پنج‌نفره محسوب می‌شود. در زیر کاپوت این ماشین یک پیشرانهٔ 3.6 لیتری V6 توئین توربو قرار گرفته که 420 اسب بخار قدرت دارد. به جهت وجود ویژگی‌ها و قیمت برابر با دیگر رقبا، تصمیم گرفتیم که تیپ پریمیوم CTS را برای این آزمون انتخاب کنیم که قیمت آن از 71,790 دلار آغاز می‌شود؛ اما به این قیمت مبلغ 3 هزار دلار بابت پکیج کربنی مشکی اضافه شده است که شامل صندلی‌های ریکارو، تریم مشکی رینگ‌ها و چند آپشن دیگر می‌شود و قیمت کلی CTS V-Sport را به 75,885 دلار می‌رساند. بدین ترتیب با این پنج سدان برتر دنیا آمادهٔ برگزاری نبردی سخت می‌شویم. پس از چند روز و پیمودن نزدیک به 1600 کیلومتر، این پنج سدان که بر روی کاغذ بسیار باهم اشتراک داشتند، شخصیت کاملاً متفاوت خود را نشان دادند.

رتبهٔ پنجم جگوار XF S AWD

اگر این جگوار آشنا به نظر می‌رسد بدین خاطر است که XF بسیار شبیه به نسل قبلی خود است؛ بنابراین آشنا بودن آن غیرقابل‌انکار است اما همچنان سراسر آن لوکس احساس می‌شود. همچنین این خودرو به همراه کادیلاک نمرات بالایی را در طراحی بیرونی کسب کردند. همین داستان همچنان در داخل هم ادامه دارد. یک صفحه‌نمایش 12.3 اینچی جدید به‌عنوان صفحه آمپر مجازی خودرو تعبیه شده و یک صفحه‌نمایش لمسی 10.2 اینچی هم جهت ارائهٔ سیستم اطلاعاتی-سرگرمی نصب شده است که هردو نمای خوبی داشته و سریع‌تر از نسخهٔ قبلی و همین‌طور سیستم اطلاعاتی-سرگرمی CUE کادیلاک هستند؛ اما بااین‌وجود اصول اولیهٔ معماری قبلی XF همچنان در داخل نسل جدید به چشم می‌خورد که موجب می‌شود این سدان بریتانیایی نسبت به سالِ خود قدیمی به نظر برسد.

اما در روی جاده، XF پوستهٔ قدیمی خود را کنار می‌گذارد و نشاط و شخصیت خود را نشان می‌دهد. تحت‌فشار، فرمان از خواب بیدار می‌شود ولی با وجود برخورداری از لاستیک‌های چهارفصل، XF کمترین چسبندگی را داشته و طولانی‌ترین توقف از سرعت 110 کیلومتر در ساعت را به ثبت می‌رساند. متریال بکار رفته در داخل خودرو نیز متناسب با قیمت نزدیک به 80 هزار دلاری آن نیستند. پیشرانهٔ V6 جگوار اما لرزش بسیار خفیفی داشته و در دورهای بالا تنها 74 دسی‌بل صدا تولید می‌کند؛ بنابراین موتور V6 این ماشین فاقد صدای گیرای دیگر موتورهای V6 این گروه و یا موتور شش سیلندر خطی ب‌ام‌و است. بااین‌حال هرچند XF در 5 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت می‌رسد که تنها از آئودی بهتر است اما هیچ شکایتی از قدرت این پیشرانه وجود ندارد. درنهایت جگوار با شش امتیاز کمتر از ب‌ام‌و در جایگاه آخر قرار گرفت اما این دو خودرو تفاوت‌های زیادی باهم ندارند و در صورت ترکیب نقاط قوت هر دو، به‌احتمال‌زیاد خودروی پیروز این رقابت ایجاد می‌شد.

رتبهٔ چهارم ب‌ام‌و 540i

بالاتر از همه‌چیز این است که ب‌ام‌و به‌عنوان سازندهٔ برتر پیشرانه شناخته می‌شود و این عنوان به‌حق به آن نسبت داده شده است تا جایی که اگر کسی بگوید زیر کاپوت 540i یک موتور V12 قرار دارد ما باور خواهیم کرد. در این گروه، ب‌ام‌و بازهم ممتاز بودن موتور شش سیلندر خطی خود را با روانی و پالایشی مثال‌زدنی که موتورهای V6 فاقد آن هستند نشان داد. تقریباً هیچ تفاوت محسوسی در ارتعاش این موتور بین حالت کارکرد درجا و کار در دور موتور 6 هزار rpm وجود ندارد درحالی‌که پاسخگویی آن نیز مانند موتورهای الکتریکی است و در هنگام حرکت با حداکثر شتاب نیز 68 دسی‌بل صدا ایجاد می‌کند که مشابه صدای تولیدی توسط تسلا مدل S است. بر روی کاغذ، ممکن است موتور ب‌ام‌و کمترین قدرت را در بین اعضای گروه داشته باشد اما گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک 540i موجب می‌شود که ظرف 4.7 ثانیه از حالت سکون به سرعت 96 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. درحالی‌که با مصرف 10.7 لیتری بنزین در هر صد کیلومتر، کمترین مصرف سوخت را در این آزمون دارد.

طراحی داخلی 540i نیز شما را متقاعد خواهد کرد که خودرویی دوازده سیلندر خریداری کرده‌اید. در اینجا فضایی بسیار نرم و پوشش چرم ناپا، تنظیم 20 جهتهٔ صندلی‌ها با ماساژور وجود دارد که بخشی از پکیج صندلی‌های لوکس به قیمت 1600 دلار هستند. 540i همچنین با 2.97 متر، بیشترین فاصلهٔ محوری را دارد که موجب ارائهٔ صندلی‌های عقب جادار شده است. غربیلک فرمان قطور M اما تنها قسمتی در کابین ب‌ام‌و است که تظاهر اسپرت دارد. در 540i مورد آزمایش ما دو پکیج هندلینگ هم وجود دارد. اولی پکیج M اسپرت 2600 دلاری است که لاستیک‌های تابستانی گودیر ایگل F1 Asymmetric را روی رینگ‌های 19 اینچی خودرو اضافه می‌کند و ارتفاع را 1 سانتیمتر کاهش می‌دهد و دومی پکیج داینامیک 3200 دلاری است که میلهٔ آنتی رول الکترونیکی و تنظیم خودکار کمک‌فنرهای الکترونیکی را به ارمغان می‌آورد ولی حتی با وجود این دو پکیج هندلینگ، 540i فاقد اطلاعات شاسی و فرمانی بود که ما انتظار داشتیم.

به همین دلیل کلمهٔ بی‌احساس بارها و بارها توسط آزمایش‌کنندگان در توصیف این ماشین استفاده شد. فرمان به ارائهٔ پاسخ بیشتری نیاز دارد درحالی‌که هندلینگ نیز آن‌طور نیست که از یک ب‌ام‌و انتظار داریم. همچنین با کمی وارد آوردن فشار به خودرو، لغزش آن بسیار آسان صورت می‌گیرد و با وجود استفاده از لاستیک‌های تابستانی، ب‌ام‌و به‌سختی از پس جگوار با لاستیک‌های چهارفصل برمی‌آید؛ بنابراین برای کسانی که به دنبال یک سدان اسپرت هستند، انتخاب‌های بهتری از ب‌ام‌و 540i وجود دارد.

رتبهٔ سوم آئودی A6 3.0T کواترو

آئودی برندهٔ آزمون سه سال پیش ما است اما این ماشین با رنگ خاکستری خود، 30 اسب بخار قدرت بیشتری نسبت به قبل دارد که توان کلی آن‌را به 340 اسب بخار رسانده است ولی حتی با وجود قدرت بیشتر، A6 آزمون ما در 5.2 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت رسید که کُندترین خودروی این رقابت لقب می‌گیرد. در A6 موتور بی‌سروصدا کار خود را انجام می‌دهد و هرگز خواستار جلب‌توجه نیست. ارگونومی و راحتی خودرو نیز بسیار عالی است و غربیلک فرمان بسیار خوش‌دست است. سیستم اطلاعاتی-سرگرمی آئودی یعنی MMI نیز بسیار سریع کارهای پیچیده‌ای چون تماس تلفنی و یا وارد کردن مقصد در سیستم ناوبری را انجام می‌دهد. البته A6 در حال حاضر پنج‌ساله بوده و به همین دلیل فضای داخلی آن‌را نمی‌توان معیاری برای این کلاس تلقی کرد.

نشانه‌های سن بالا در کابین A6 نیز کم‌وبیش قابل‌مشاهده است مانند نمایشگر سربالای قدیمی آن اما دیگر قسمت‌های اتاق همچنان عالی و کاربردی احساس می‌شود. در آزمونِ چرخش نیز آئودی توانست شتاب جانبی 0.93 جی را به ثبت برساند که با کادیلاک یکسان بوده و هردو در این زمینه بهترین‌های گروه لقب می‌گیرند. خوشبختانه، پکیج رقابت نیز تأثیر منفی بر سواری A6 نمی‌گذارد. آئودی A6 تعادل مناسبی بین لوکس بودن و اسپرت بودن برقرار کرده است درحالی‌که سرشار از آرامش است. البته این سدان آلمانی ستایش کامل ما را برنمی‌انگیزد اما از سوی دیگر چیزهای چندان زیادی برای گله و شکایت نیز در آن پیدا نکردیم.

رتبهٔ دوم کادیلاک CTS V-Sport

روح و شخصیت رانندگی کادیلاک یادآور محصولات لوتوس است. این سدان اسپرت آمریکایی نه‌تنها با وزن 1825 کیلوگرم سبک‌ترین عضو گروه است که همچنین در بخش شاسی هم بیشترین امتیاز را دریافت کرد و رانندگی سرگرم‌کننده‌ای هم دارد. علاوه بر این، CTS از طریق فرمان و صندلی‌ها ریکاروی خود، بیشتر از دیگر خودروها تصویری روشن از آنچه که زیر لاستیک‌ها اتفاق می‌افتد را ارائه می‌دهد. در حالت تخت گاز نیز پیشرانهٔ V6 کادیلاک با تولید 84 دسی‌بل صدا، بیشترین صدا را در بین این چهار خودرو دارد. البته هرچند هنگام حرکت با سرعت 110 کیلومتر در ساعت کادیلاک با تولید 66 دسی‌بل صدا خودروی بسیار آرامی است اما در این مقایسه بیشترین صدا محسوب می‌شود.

اما فقط شخصیت رانندگی CTS نیست که ما را به یاد ساخته‌های لوتوس می‌اندازد بلکه مشکلات در کیفیت ساخت آن نیز همین حس را دارد به‌گونه‌ای که در طول چند روز آزمون با مشکلاتی کیفی متعددی در آن مواجه شدیم مانند به بیرون آمدن پوشش داخلی ستون C، روشن شدن چراغ چک به جهت نقص در فشار روغن و… . بعلاوه، نسبت به دیگر خودروهای این رقابت، صندلی‌های عقب کادیلاک کوچک‌ترین بوده و رابط کاربری سیستم اطلاعاتی-سرگرمی CUE آن نیز کمترین جذابیت را دارد. همچنین در بحث مصرف سوخت هم کادیلاک با سوزاندن 13 لیتر بنزین در هر صد کیلومتر در پس دیگر خودروهای این آزمون قرار می‌گیرد به‌نحوی‌که 3.2 لیتر مصرف بیشتری از ب‌ام‌و دارد؛ اما بااین‌وجود، سواری و شتابِ عالیِ کادیلاک همراه با رضایتی که از رانندگی آن حاصل می‌شود فراتر از این معایب است. البته این بدان معنا نیست که CTS خودرویی عالی و درجه‌یک است اما در طول آزمونِ رانندگی ما تمامی آزمایش‌کنندگان تمایل خود به این سدان آمریکایی را ابراز کردند.

رتبهٔ اول مرسدس-آام‌گ E43 4Matic

E43 مورد آزمایش ما 91,175 دلار قیمت دارد که بالاترین قیمت در این آزمایش محسوب می‌شود تا جایی که با این مبلغ می‌توان یک کادیلاک CTS-V با 640 اسب بخار قدرت خریداری کرد. به همین دلیل مرسدس بنز در بخش قیمت امتیازات را از دست داد اما در بسیاری از مقوله‌های دیگر پیشتاز گروه بود و بنابراین این ضعف را جبران نمود. البته می‌توان آپشن‌های اضافی به قیمت 7,830 دلار را از E43 حذف کرد چراکه فقدان این آپشن‌ها خدشه‌ای به ذات عالی این خودرو وارد نمی‌کند. یکی از آپشن‌هایی که ما آن‌را نمی‌خواهیم، پکیج آسایش صوتی به مبلغ 1100 دلار است که موجب افزایش مواد عایق صدا در سراسر کف خودرو و درها و همچنین اضافه شدن ورقهٔ آکوستیک به شیشهٔ جلو و پنجره‌های جانبی می‌شود. احتمالاً این پکیج نقش مهمی در به گوش رسیدن 63 دسی‌بل صدا هنگام حرکت با سرعت 110 کیلومتر در ساعت دارد. همچنین در بزرگراه‌های بین ایالتی نیز تقریباً هیچ‌گونه صدای باد یا جاده به گوش نمی‌رسد و تا هنگام حرکت با سرعت 160 کیلومتر در ساعت هم هنوز تنها 71 دسی‌بل صدا درون کابین به گوش می‌رسد.

سکوت ویژگی بسیار مهمی در مرسدس بنز است اما E43 به این دلیل پیروز رقابت شد که سواری آن با کادیلاک برابری می‌کند. پیشرانهٔ V6 توئین توربوی این سدان اسپرت آلمانی در حالت رانندگی اسپرت و هنگام فشردن پا تا آخر روی پدال گاز، کابین را با 76 دسی‌بل صدا پُر می‌کند اما این موتور 3 لیتری مرسدس پاسخگویی بهتری از موتورهای سوپرشارژ جگوار و آئودی داشته و فاقد هرگونه تأخیر توربویی است. همچنین به لطف برخورداری از سامانهٔ چهارچرخ محرک به‌صورت استاندارد، E43 توانست ظرف 4.2 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت برسد که بهترین شتاب گروه محسوب می‌شود. البته فرمان این خودرو کمی سنگین‌تر از دیگر خودروها احساس می‌شود ولی دقت و بازخورد مناسبی دارد.

E43 مورد آزمایش ما به رینگ‌های 20 اینچی سفارشی مجهز بود که با لاستیک‌های پیرلی P Zero پوشیده شده‌اند اما ما رینگ‌های 19 اینچی استاندارد با لاستیک‌های فاق بلند را بیشتر دوست داریم زیرا سواری بهتری ارائه می‌کنند. این در حالی است که مرسدس E43 با دستیابی به شتاب جانبی 0.92 جی، در پس آئودی و کادیلاک قرار می‌گیرد. صندلی‌های پریمیوم این ماشین بیشترین راحتی را داشته و بالاترین حمایت را از بدن به عمل می‌آورند درحالی‌که صفحه‌نمایش آن نیز بهترین گرافیک را دارد. در کل مرسدس-آام‌گ E43 خودرویی واقعاً مدرن و سدانی قرن بیست و یکمی است که ترکیبی عالی از لوکس بودن و اسپرت بودن را برقرار کرده و به‌روشنی پیروز این نبرد دشوار لقب می‌گیرد.

مشخصات فنی

آئودی A6ب‌ام‌و 540iکادیلاک CTSجگوار XF Sمرسدس E43
قیمت پایه68,550 دلار57,445 دلار61,690 دلار67,195 دلار73,325 دلار
قیمت تست‌شده72,175 دلار82,610 دلار75,885 دلار77,535 دلار91,175 دلار
طول4.93 متر4.94 متر4.96 متر4.95 متر4.94 متر
عرض1.87 متر1.86 متر1.83 متر1.88 متر1.86 متر
ارتفاع1.47 متر1.48 متر1.45 متر1.45 متر1.44 متر
فاصلهٔ محوری2.91 متر2.97 متر2.91 متر2.96 متر2.94 متر
حجم صندوق بار396 لیتر538 لیتر396 لیتر538 لیتر368 لیتر
پیشرانه3 لیتری V63 لیتری I63.6 لیتری V63 لیتری V63 لیتری V6
تنفسسوپرشارژتوربوشارژتوئین توربوسوپرشارژتوئین توربو
قدرت340 اسب بخار335 اسب بخار420 اسب بخار380 اسب بخار400 اسب بخار
گشتاور440 نیوتن متر450 نیوتن متر585 نیوتن متر450 نیوتن متر520 نیوتن متر
گیربکس8 دنده اتوماتیک8 دنده اتوماتیک8 دنده اتوماتیک8 دنده اتوماتیک9 دنده اتوماتیک
محور محرکچهارچرخعقبعقبچهارچرخچهارچرخ
شتاب صفر تا 965.2 ثانیه4.7 ثانیه4.5 ثانیه5 ثانیه4.2 ثانیه
مسافت 400 متر13.7 ثانیه13.2 ثانیه12.9 ثانیه13.5 ثانیه12.8 ثانیه
حداکثر سرعت205 کیلومتر250 کیلومتر275 کیلومتر205 کیلومتر210 کیلومتر
ترمز از 110 کیلومتر48 متر51 متر47 متر55 متر49 متر
شتاب جانبی0.93 جی0.87 جی0.93 جی0.86 جی0.92 جی
وزن خالص1924 کیلوگرم1846 کیلوگرم1825 کیلوگرم1937 کیلوگرم1944 کیلوگرم
تقسیم وزن جلو/عقب55.3/44.752.3/47.751.8/48.251.2/48.854.5/45.5
ظرفیت باک75 لیتر68 لیتر72 لیتر74 لیتر90 لیتر
مصرف سوخت ترکیبی9.8 لیتر9.8 لیتر13 لیتر10.2 لیتر11.2 لیتر
مجموع امتیازات196195199189204

 

منبع: Car&Driver

[ad_2]

لینک منبع

بهترین خودروهای پرفورمنس زیر ۵۰ هزار دلار

[ad_1]

صد هزار دلار برای داشتن یک خودروی پرفورمنس واقعاً هزینه زیادی است. امّا شاید با نصف این هزینه بتوانید به یک مدل پرفورمنس مناسب در قالب یک هاچ‌بک داغ، یک خودروی عضلانی یا رودستر دست پیدا کنید. در ادامه بهترین نمونه‌ها را در این رابطه بررسی می‌کنیم.

شورولت کامارو SS 1LE – با قیمت ۴۳۴۰۵ دلار

شورولت SS با همان پیشرانه ۴۶۰ اسب‌بخاری V8 که در کوروت نیز استفاده می‌شود، و همین‌طور یک گیربکس دستی و یک شاسی‌ فوق‌العاده، یک خودروی پرفورمنس شگفت‌انگیز است. این در حالی است که پکیج 1LE تنها قابلیت‌های آن را در پیست مسابقه افزایش می‌دهد. البته یک نسخه V6 1LE نیز با حدود قیمت ۱۰ هزار دلار کمتر نیز وجود دارد که به نوبه‌ی خود، عملکرد بسیار خوبی دارد.

ب‌ام‌و سری 2 – با قیمت ۳۳۱۵۰ دلار

جای تأسف دارد که مدل فوق‌العاده ب‌ام‌و M2 در سطحی پایین‌تر از ۵۰ هزار دلار قرار نمی‌گیرد، امّا در مقابل، هر دو مدل چهار سیلندر 230i و شش سیلندر M240i چنین شرایطی دارند. البته گزینه مدّنظر ما در اینجا، 230i است که به دلیل هندلینگ مناسب و واکنش پیشرانه ۲ لیتری مجهز به توربوشارژر انتخاب شده است. با این وجود، باید به این نکته نیز اشاره کرد که M240i دارای عملکردی نزدیک به M2 است. سری 2 ب‌ام‌و شاید ارزان‌ترین محصول این خودروساز باشد، امّا در عین حال، یکی از دوست‌داشتنی‌ترین آنهاست.

هوندا سیویک Si – با قیمت  ۲۳۹۰۰ دلار

تمام جنبه‌های یک خودرو را که درنظر بگیریم، سیویک Si واقعاً جای تعریف دارد. البته در مدل جدید خبری از دو موتور بالا و VTEC نیست، امّا در عین حال، از وجود یک موتور چهار سیلندر 1.5 لیتری توربو با قدرت ۲۰۵ اسب‌بخار، یک شاسی فوق‌العاده و یک گیربکس دستی ۶ سرعته سطح بالا بهره‌مند شده است. تنها کافی است که آپشن ۲۰۰ دلاری تایرهای تابستانی گودیر را اضافه کنید تا یکی از بهترین خودروهای زیر ۲۵ هزار دلار را در اختیار داشته باشید.

هوندا سیویک تایپ R – با قیمت ۳۳۹۰۰ دلار

در حالی که هوندا سیویک Si در فرم‌های سدان و کوپه ارائه می‌شود، نسخه تایپ R تنها به صورت هاچ‌بک در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد. دلیل این موضوع شاید این است که این خودروها توسط تیم‌های مختلفی توسعه داده شده‌اند. با حضور یک موتور توربوی چهار سیلندر ۲ لیتری که قدرت ۳۰۶ اسب‌بخاری خود را به چرخ‌های جلو ارسال می‌کند، سیویک تایپ R واقعاً یک هاچ‌بک داغ و دیوانه‌کننده است؛ یک مدل کاربردی برای شیفتگان دنیای خودرو.

فورد فوکوس RS – با قیمت ۳۶۱۲۰ دلار

این اولین نمونه از فوکوس RS است که راهی سواحل امریکا می‌شود و بسیاری در این کشور، از مدت‌ها قبل منتظرش بوده‌اند. این خودرو قدرتی معادل ۳۵۰ اسب‌بخار در اختیار قرار می‌دهد و دارای یکی از هوشمند‌ترین سیستم‌های دیفرانسیل تمام‌چرخ‌ متحرک در بازار است. البته لازم به ذکر است که این مدل احتمالاً عمر کوتاهی خواهد داشت؛ چرا که نسل کنونی فورد فوکوس به‌زودی از خط تولید خارج می‌شود.

فورد فیستا ST – با قیمت ۲۱۱۴۰ دلار

اگر بودجه‌تان به فوکوس RS نمی‌رسد، شاید بهتر است مدل ارزان‌تر فیستا ST را درنظر بگیرید. شروع قیمت این مدل در حدود ۲۱ هزار دلار است و در عین حال، یکی از هیجان‌انگیزترین خودروهایی که می‌توان در بازار امروز خرید.

فورد موستانگ GT – با قیمت ۳۳۱۹۵ دلار

موستانگ یک خودروی شگفت‌انگیز با شرایط قیمتی فوق‌العاده است. با پرداخت قیمتی معادل ۳۳ هزار و ۱۹۵ دلار، شما صاحب یکی از بهترین نسخه‌های موستانگ در سال‌های اخیر با پیشرانه ۴۳۵ اسب‌بخاری V8 می‌شوید. با اینکه نمی‌توانید با بودجه‌ای کمتر از ۵۰ هزار دلار به سراغ نسخه منحصر به فرد GT350  بروید، امّا شرایط با ۲۰ هزار دلار کمتر در GT چندان هم بد نیست. فقط به خاطر داشته باشید که حتماً پکیج آپشن «پرفورمنس» با قیمت ۲۹۹۵ دلار را انتخاب کنید تا از حداکثر قابلیت‌های موستانگ GT بهره‌مند شوید.

فولکس‌واگن گلف GTI – با قیمت ۲۵۵۹۵ دلار

GTI همیشه به عنوان یکی از دسترس‌ترین هاچ‌بک‌های پرفورمنس در بازار مطرح بوده و جدیدترین مدل نیز از این قاعده مستثنی نیست. در واقع، برای خودرویی با قیمت ۲۵ هزار و ۵۹۵ دلار، شرایط فوق‌العاده‌ای دارد. سطح بالای قابلیت‌های کاربردی، کیفیت ساخت و عملکرد، مواردی هستند که کمتر در این بازه قیمتی دیده می‌شوند.

آئودی S3 – با قیمت ۴۲۹۰۰ دلار

با داشتن بودجه‌ای در حدود ۴۰ هزار دلار، می‌توانید به سراغ  یک مدل تمام‌چرخ متحرک از گلف با قدرت ۲۹۲ اسب‌بخار، یعنی گلف R بروید و یا اینکه، S3، همتای آن را در آئودی انتخاب کنید. آئودی S3 برخی جزئیات ظاهری زیبا و مجموعه‌ای از قابلیت‌ها در شرایط آب‌وهوایی مختلف را در اختیار شما قرار می‌دهد. شاید برخی در مورد سرعت این خودرو تردیدهای زیادی داشته باشند، امّا باید گفت که S3 واقعاً چابکی زیادی دارد.

شورولت SS – با قیمت ۴۶۶۲۵ دلار

اینکه شورولت SS دیگر در خط تولید حضور ندارد، واقعاً جای تأسف دارد، امّا پیدا کردن یک نمونه از آن با قیمتی پایین‌تر از ۵۰ هزار دلار، احتمالاً کار چندان سختی نخواهد بود. با این قیمت، یک سدان اسپورت مجهز به پیشرانه V8 و با یک هندلینگ مناسب در اختیار شما قرار می‌گیرد که می‌تواند شما را به یاید مدل قدیمی E39 ب‌ام‌و M5 بیندازد.

مزدا میاتا – با قیمت ۲۴۹۱۵ دلار

مدل جدید میاتا یک خودروی واقعاً فوق‌العاده و شاید بهترین خریدی است که می‌توانید در بازار امروز داشته باشید. همچنین می‌توانید با صرف اندکی هزینه بیشتر و انتخاب پکیج «کلاب»، با قیمت نهایی حدود ۳۱ هزار دلار، از مواردی چون ارتقای سیستم تعلیق و یک دیفرانسیل ضدّ لغزش بهره‌مند شوید.

داج چلنجر اسکت پک – با قیمت ۳۸۹۹۵ دلار

داج مطمئناً یکی از برندهایی است که حتماً باید در چنین لیست‌هایی نماینده داشته باشد. چلنجر اسکت‌پک با شروع قیمتی پایین‌تر از ۴۰ هزار دلار، دارای یک موتور قدرتمند همی V8 است که خودروهای شورولت یا فورد موجود در این لیست را پشت‌سر می‌گذارد و به اندازه ۴۸۵ اسب‌بخار قدرت تولید می‌کند. اگر هم به دنبال یک نسخه چهار درب با این پیشرانه همی هستید، تنها کافی است که با اضافه کردن یک هزار دلار دیگر، چارجر اسکت‌پک را انتخاب کنید.

سوبارو WRX / WRX STI – با قیمت ۲۶۹۹۵ دلار

عملکرد سوبارو WRX جای هیچ حرفی باقی نمی‌گذارد. مدل کنونی متمدنانه‌تر از هر زمانی عمل می‌کند و در عین حال، هنوز یک رانندگیِ هیجان‌انگیز دارد؛ آن هم با قیمتی معادل ۲۶ هزار و ۹۹۵ دلار. اگر نسخه معمولی! WRX چندان به چشم‌تان نمی‌آید، احتمالاً باید به سراغ نسخه افراطی‌تر WRX STI با بال عقب بزرگ و قیمت ۳۶۰۹۵ دلار بروید.

تویوتا 86 / سوبارو BRZ – با قیمت‌های ۲۶۲۵۵ و ۲۵۴۹۵ دلار

اینکه همکاری تویوتا و سوبارو منجر به تولید یک خودروی جالب و هیجان‌انگیز شود، چندان جای تعجب ندارد. دوقلوهای «تویوبارو» در واقع، رقبای قانونی میاتا هستند که با توجه به نیازهای عاشقان خودرو ساخته شده‌اند. هر یک از این دو را به راحتی می‌توان با دیگری اشتباه گرفت.

منبع: roadandtrack

[ad_2]

لینک منبع

بهترین خودروهای کابریولت دست‌دوم با قیمت زیر 10 هزار دلار

[ad_1]

فصل تابستان است، خورشید با قدرت می‌تابد و بازار خودروهای کابریولت پررونق است. برای کسانی که به دنبال حداکثر استفادهٔ ممکن از این آفتاب هستند، یک خودروی کابریولت ارزان‌قیمت می‌تواند گزینهٔ مناسبی برای گشت‌وگذار آخر هفته باشد. به همین دلیل، در این مطلب هفت خودرو کابریولت دست‌دوم را با قیمتی زیر 10 هزار دلار معرفی کرده‌ایم که ارزش بررسی و خرید را دارند.

نیسان 350Z رودستر مدل 2007 تا 2009

قیمت بین 7,819 تا 10,419 دلار

نسخهٔ روباز سری Z نیسان با قیمتی زیر 10 هزار دلار در بازار وجود دارد که اینجا یک نمونهٔ آن‌را مشاهده می‌کنید و بنابراین برای داشتن یک رودستر اسپرت ژاپنی نیازی به پرداخت مبالغ بالا نبست. این ماشین دارای ظاهری تهاجمی و تعلیق و ترمزهای اسپرت است و از یک پیشرانهٔ 3.5 لیتری V6 با 306 اسب بخار قدرت استفاده می‌کند. بسته به مدل، 350Z از بسیاری از خودروهای این لیست عملکرد بسیار بالاتری را ارائه می‌کند.

فورد موستانگ GT کانورتیبل مدل 2007 تا 2008

قیمت بین 9,120 تا 10,564 دلار

می‌توانید با قیمت زیر 10 هزار دلار در بازار یک فورد موستانگ GT کانورتیبل مدل 2007 یا 2008 پیدا کنید. این خودروها که در شرایط بسیار خوبی قرار دارند، مجهز به یک پیشرانهٔ V8 با 300 اسب بخار قدرت هستند؛ بنابراین موستانگ GT کانورتیبل مدل 2007 یا 2008 به‌اندازهٔ کافی خودروی سرگرم‌کننده‌ای خواهد بود درحالی‌که طراحی آن‌هم یادآور مدل‌های اولیهٔ موستانگ است.

ب‌ام‌و 135i کانورتیبل مدل 2008 تا 2010

قیمت بین 8,493 تا 9,620 دلار

ب‌ام‌و سری 1 خودرویی کوچک و دیفرانسیل عقب با فرمان و تعادلی عالی و یک پیشرانهٔ شش سیلندر خطی توربوشارژ دوست‌داشتنی است. در بازار حتی می‌توان یک 128i کانورتیبل را با قیمتی کمتر از این پیدا کرد اما این مدل مجهز به موتور شش سیلندر خطی تنفس طبیعی است و به همین دلیل ما مدل قوی‌تر 135i را ترجیح می‌دهیم که هنوز هم رانندگی با آن در یک روز تابستانی لذت‌بخش است.

میتسوبیشی اکلیپس اسپایدر مدل 2009 تا 2012

قیمت بین 7,786 تا 9,556 دلار

مسلماً نسل چهارم میتسوبیشی اکلیپس دقیقاً همان استایل اسپرت و قیمت مقرون‌به‌صرفهٔ نسل‌های قبلی خود را ارائه نمی‌کرد اما با مبلغ زیر 10 هزار دلار، اکلیپس گزینهٔ مناسبی است که هنوز هم خوب به نظر می‌رسد. این ماشین به تمامی امکاناتی که انتظار وجود آن‌ها در یک کانورتیبل مدرن می‌رود مانند بلوتوث و سیستم ورود بدون کلید، مجهز است درحالی‌که از یک پیشرانهٔ 2.4 لیتری چهار سیلندر استفاده می‌کند که در بزرگراه در هر صد کیلومتر 8.4 لیتر بنزین مصرف می‌کند.

مزدا MX-5 مدل 2007 تا 2009

قیمت بین 8,426 تا 9,110 دلار

این یکی از بهترین رودسترهای بازار است که می‌توان با بودجهٔ محدود هم یک دستگاه از آن‌را خریداری کرد. حتی نسخهٔ کانورتیبل با سقف فلزی یا هاردتاپ این خودرو هم وجود دارد که در فصول دیگر سال هم می‌توان از آن در اکثر مناطق استفاده کرد؛ بنابراین با پرداخت کمتر از 10 هزار دلار و خرید یک مزدا MX-5 هاردتاپ می‌توان صاحب خودروی روبازی شد که در 12 ماه سال کاملاً قابل‌استفاده است.

مرسدس بنز SLK350 مدل 2007 تا 2008

قیمت بین 9,598 تا 10,010 دلار

این SLK ممکن است دماغهٔ خنده‌داری داشته باشد و نسل‌های قبل و بعدی آن بهتر به نظر برسند اما بازهم گزینهٔ مناسبی برای کسانی است که پول زیادی نداشته و به دنبال خودرویی جذاب و لذت‌بخش برای تعطیلات تابستانی خود هستند. حتی می‌توان مدل SLK280 را با قیمت ارزان‌تری در بازار پیدا کرد ولی ما مدل قوی‌تر SLK350 را پیشنهاد می‌کنیم که مجهز به یک موتور 3.5 لیتری V6 با 270 اسب بخار قدرت بوده و درنتیجه عملکرد بالاتری دارد. SLK هم مانند مزدا MX5 مجهز به سقف فلزی برقی است.

ولوو C7 مدل 2007 تا 2008

قیمت بین 8,200 تا 10,735 دلار

ولوو C70 ایمن‌ترین خودروی این لیست است چراکه موسسهٔ IIHS در اولین آزمون تصادف خودروهای کابریولت، بالاترین امتیاز را به آن اعطا کرد. از این خودرو هم به لطف برخورداری از سقف فلزی قابل‌ جمع شدن می‌توان در تمامی فصول استفاده کرد. همچنین می‌توان C70 را یکی از بهترین کانورتیبل‌های این لیست دانست درحالی‌که در صورت بسته بودن سقف آن به‌سختی می‌توان تشخیص داد که این یک خودروی کانورتیبل است. البته C70 یک خودروی اسپرت نیست اما به لطف پلت‌فرم مشترک با فورد فوکوس (که هندلینگ اسپرت و جذابی دارد) و یک پیشرانهٔ پنج سیلندر توربوشارژ با 225 اسب بخار قدرت، به‌اندازهٔ کافی سرعت دارد.

 

منبع: Motor1

[ad_2]

لینک منبع

رده‌بندی کیفی خودروهای داخلی

[ad_1]

یکی از راه‌های کسب اطلاعات از میزان کیفیت خودروها و مشکلات احتمالی آن‌ها، گزارش‌های سازمان‌های مستقل ناظر بر کیفیت محصولات تولیدی می‌باشد. مؤسساتی نظیر جی دی پاور در این زمینه پیشتاز بوده و می‌توان با اعتماد به گزارش‌های آن‌ها که از طیف وسیعی از مشتریان و خریداران به دست آمده، تصمیم‌گیری نمود. در ایران نیز شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران که یک موسسه خصوصی است این وظیفه را برعهده دارد.

lexus-paint-quality
معیارهای شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد برای تعیین سطح کیفی خودروها از طریق بازرسی در خط تولید شرکت‌ها با هماهنگی و اجازه آن‌ها و به سفارش وزارت صنعت و معدن و تجارت و بررسی مواردی چون پیشرانه، سیستم تعلیق، تزئینات داخلی و خارجی و صداهای غیرعادی می‌شود. هرچند این روش نسبت به ارزیابی از خریداران و شمارش عیوب خودروهای فروخته شده در بازه‌های زمانی خاص از قابلیت اعتماد پایین‌تری برخوردار است اما به هر جهت می‌توان تا حدود زیادی همین ارزیابی را نیز به عنوان مرجع پذیرفت و از آن برای تشخیص میزان کیفیت محصولات خودرویی داخلی استفاده کرد.
در گزارش این شرکت، رده کیفی خودروها با ستاره‌هایی از یک تا پنج به نمایش در می‌آید. متأسفانه برخلاف سابق در این گزارش‌ها خبری از نمره‌های منفی خودروها و همچنین نوع عیوب کشف‌شده آن‌ها نیست. بنابراین مشخص نمی‌شود که وزن ستاره‌های دریافتی یا از دست رفته بیشتر بر اساس سیستم‌های فنی و مکانیکی بوده یا تزئیناتی و رفاهی و این اشکالات و عیوب با چه هزینه‌ای و به چه صورتی قابل رفع است. بعلاوه مشخص نیست که محصول خروجی از کارخانه در بازه زمانی مثلاً سه ماهه، چه مشکلات و معایب جدیدی را بروز خواهد داد.
شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران، گزارش اختصاصی بهمن‌ماه خود را در بحث سطح کیفی خودروهای تولید داخل موجود در بازار کشور منتشر کرد.

طی خرداد ماه 96 تعداد 89,246 دستگاه خودرو تولید گردید که 99 درصد آن دسته خودروهای سبک و 1 درصد باقی‌مانده مربوط به خودروهای سنگین است. این دو گروه به ترتیب 50 خودروی سبک و 8 مدل خودروی سنگین مختلف را شامل می‌شوند.
در هر بخش، تنها به ذکر نام باکیفیت‌ترین و بی‌کیفیت‌ترین خودروها و تعداد ستاره کیفی آن‌ها می‌پردازیم. اطلاعات تکمیلی و جزئیات را نیز در جداول موجود مرور می‌کنیم.

گروه سبک:

1. وانت‌ها
باکیفیت‌ترین: تندر90 پیکاپ (ایران‌خودرو) / سه ستاره کیفی
بی‌کیفیت‌ترین: وانت آریسان/ وانت نیسان/وانت کارا/ وانت سایپا/ یک ستاره کیفی

2. سواری

بیشتر از 100 میلیون تومان
باکیفیت‌ترین: مزدا 3 / سوزوکی گرند ویتارا /چهار ستاره کیفی

75 الی 100 میلیون تومان
باکیفیت‌ترین: کیا سراتو / هیوندای i20 / چهار ستاره کیفی
بی‌کیفیت‌ترین: جک S5 / دو ستاره کیفی

50 الی 75 میلیون تومان
باکیفیت‌ترین: هیوندای i10 / سه ستاره کیفی
بی‌کیفیت‌ترین: لیفان X60 / ام‌وی‌ام 550 / یک ستاره کیفی

25 الی 50 میلیون تومان
باکیفیت‌ترین: رنو ساندرو / تندر90 اتوماتیک / پارس تندر / چهار ستاره کیفی
بی‌کیفیت‌ترین: پژو پارس، پژو 405، سمند، تیبا2، اِم‌وی‌اِم 110S، ساینا / یک ستاره کیفی

کمتر از 25 میلیون تومان
باکیفیت‌ترین: *
بی‌کیفیت‌ترین: همه / یک ستاره کیفی
در جدول ذیل همچنین مقایسه سطوح کیفیت خودروهای داخلی بازار را مشاهده می‌نمایید.

گروه سنگین:

کامیونت
باکیفیت‌ترین: ایسوزو NPR75K / دو ستاره کیفی
بی‌کیفیت‌ترین: کامیونت FAW / یک ستاره کیفی

کامیون (باری-کمپرسی)
باکیفیت‌ترین: ایسوزو
بی‌کیفیت‌ترین: بنز WH / یک ستاره کیفی

کشنده
باکیفیت‌ترین: کشنده ولوو FH / اسکانیا G410 / چهار ستاره کیفی
بی‌کیفیت‌ترین: *

توجه: این صفحه هر ماه بروزرسانی می شود.

منبع: شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران

[ad_2]

لینک منبع