مقایسه دو برادر: جگوار E-Pace در برابر F-Pace

[ad_1]

جگوار به تازگی از محصول جدید خود یعنی شاسی‌بلند کامپکت E-Pace رونمایی کرده است. این خودرو اندکی ارزان‌تر و کوچک‌تر از F-Pace می‌باشد. اگر در انتخاب بین این دو خودرو مردد مانده‌اید، نوشته‌ی پیش رو را مطالعه بفرمایید تا بتوانید انتخاب درست‌تری داشته باشید.


با توجه به اینکه دو خودرو از دو کلاس متفاوت با یکدیگر مقایسه می‌شوند بنابراین جای تعجبی ندارد که تفاوت‌های قیمتی قابل‌توجهی وجود خواهد داشت. بهای مدل پایه E-Pace از 28500 پوند آغاز شده و به پیشرانه دیزلی 150 اسبی، گیربکس 6 سرعته دستی و طراحی دیفرانسیل جلو مجهز است. از طرف دیگر مدل بزرگ‌تر F-Pace بهای آغازین 34730 پوندی داشته و از پیشرانه دیزلی 163 اسبی، گیربکس 6 سرعته دستی و طراحی دیفرانسیل عقب بهره می‌برد.

مقایسه مدل‌های میانی و فول این دو مشخص می‌سازد که اختلاف بهای بین 5 تا 7 هزار پوندی وجود دارد. با پرداخت پول بیشتر می‌توان تجهیزات بیشتری را برای E-Pace سفارش داد که عبارت‌اند از پیشرانه‌های قدرتمندتر، سیستم چهارچرخ محرک و پکیج‌های استایل اسپورت تر. خب اینجا به دو راهی تکنولوژی و تجهیزات بیشتر یا مدل بزرگ‌تر اما کم تجهیزات تر F-Pace خواهید رسید.

  • استایل و طراحی


در نگاه اول شاید E-Pace را به عنوان یک F-Pace کوچک‌تر در نظر بگیرید اما اگر نگاهی دقیق‌تر داشته باشد تفاوت‌های واضح‌تر دو خودرو خود را نشان می‌دهند. واضح‌ترین تفاوت، چراغ‌های جلویی هستند که در E-Pace بزرگ‌تر بوده و به‌طرف کاپوت کشیده شده‌اند. جلوپنجره جگوار در این خودرو پهن‌تر بوده و برآمدگی گیرای وسط کاپوت را نشان می‌دهد. هر دو خودرو چراغ‌های ترمز مشابهی داشته اگرچه که عناصر LED در چراغ‌های برادر کوچک‌تر خود را نشان می‌دهند.

در پروفایل جانبی، E-Pace خطوط طراحی قوی‌تری داشته است. خط شناور شروع شده از چراغ‌های جلو در بالای چرخ عقب قوسی چشمگیر را به خود گرفته و در کل طراحی گیراتری دارد. خط سقف F-Pace برای هماهنگی با کابین بزرگ‌تر طویل‌تر کار شده درحالی‌که سقف برادر کوچک‌تر منحنی‌تر است. E-Pace همچنین ارتفاع سواری پایین‌تری دارد.


کابین هر دو خودرو متمایزتر هستند. کاکپیت E-Pace بسیار تحت تأثیر طراحی برادر بزرگ‌تر از خود بوده و آن را می‌توان در کنسول مرکزی و نشان‌دهنده‌ها و درب‌ها دید. سیستم اطلاعات سرگرمی جگوار به‌صورت استاندارد در E-Pace بکار رفته و از صفحه لمسی 10 اینچی استفاده می‌کند. زیر صفحه‌نمایش شاهد دکمه‌های فیزیکی کنترل کننده سیستم تهویه مطبوع هستیم که بنا به گفته شرکت از لنزهای دوربین کلاسیک الهام گرفته‌اند. همچنین با پرداخت پول بیشتر می‌توان بجای نشان‌دهنده‌های سنتی از صفحه‌نمایش 12.3 اینچی لذت برد.


کابین F-Pace شباهت بیشتری به سدان های XE و XF نشان می‌دهد. کنسول مرکزی این خودرو جدایی بیشتری از کاکپیت راننده داشته و نسخه‌ای قدیمی‌تر و کوچک‌تر از سیستم اطلاعات سرگرمی جگوار در آن بکار رفته است. دیگر تفاوت فاحش این دو خودرو به نوع اهرم تعویض دنده مربوط می‌شود. F-Pace به عنوان خودرویی بزرگ‌تر فضای کابین بیشتری داشته و صندوق 650 لیتری آن نیز بزرگ‌تر از صندوق 577 لیتری E-Pace می‌باشد.


جگوار به ارائه خودروهای اسپورت مشهور است بنابراین تلاش‌های سختی برای اطمینان از اینکه E-Pace همین اعتبار را حفظ خواهد کرد داشته است. بسیاری از قطعات بدنه و سیستم تعلیق از آلومینیوم ساخته شده که سبک‌تر از فولاد است بنابراین ساختار آن مستحکم‌تر است. مدل‌های مجهز به سیستم چهارچرخ محرک دارای کامپیوترهایی به منظور شیفت کردن قدرت پیشرانه برای ایجاد حداکثر چسبندگی هستند. نسخه‌های فول نیز دارای توزیع کننده قدرت بین چرخ‌های عقب هستند تا خودرو در سر پیچ‌ها فرزتر احساس شود.

F-Pace بزرگ‌تر و سنگین‌تر است اما هنوز هم تجربه رانندگی اسپورتی را عرضه می‌کند. این خودرو بر پایه پلتفرم بکار رفته در سدان های XE و XF ساخته شده بنابراین دیفرانسیل عقب است. F-Pace استایل هندلینگ مبتنی بر طراحی دیفرانسیل عقب داشته اما E-Pace کوچک‌تر و هاچبک مانند احساس می‌شود. هر دو خودرو را می‌توان با کنترل تمام سطوح سفارش داد که به عنوان کروز کنترل کم سرعت در زمان آفرود یا عبور از سطوح لغزنده عمل می‌کند.


E-Pace کوچک‌تر در حال حاضر تنها از پیشرانه‌های 4 سیلندر 2 لیتری بنزینی و دیزلی استفاده می‌کند. مدل‌های پایه دارای پیشرانه دیزلی 150 اسبی متصل به گیربکس 6 سرعته دستی هستند. این پیشرانه با خروجی‌های 180 و 240 اسب بخار و گیربکس اتوماتیک و سیستم چهارچرخ محرک نیز عرضه می‌شود. نسخه‌های بنزینی با خروجی‌های 250 یا 300 اسب بخار همگی دارای گیربکس اتوماتیک و سیستم چهارچرخ محرک هستند و سریع‌ترین آن‌ها شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت 6.4 ثانیه‌ای دارد.

مدل‌های پایه F-Pace از پیشرانه 2 لیتری دیزلی با قدرت 163 اسب بخار و گیربکس 6 سرعته دستی استفاده کرده و دیفرانسیل عقب هستند. مصرف سوخت این خودرو اندکی بیشتر است. همین پیشرانه با قدرت 180 و 240 اسب بخار نیز قابل سفارش است اما پیشرانه دیزلی 6 سیلندر 3 لیتری بالاتر از همه قرار داشته و قدرت 300 اسبی دارد. همان پیشرانه بنزینی با قدرت 250 یا 300 اسب بخار در این خودرو نیز قابل سفارش بوده اما شما می‌توانید پیشرانه 6 سیلندر 3 لیتری سوپرشارژردار بنزینی مدل F-Type را نیز با خروجی گیرای 380 اسبی به دست آورید.


در نهایت برای انتخاب شاسی بلندهای جگوار احتمالاً بودجه شما تعیین‌کننده خواهد بود. اگر مبلغ پرداختی خیلی فراتر از 30 هزار پوند نمی‌رود، E-Pace انتخابی فوق‌العاده است زیرا تجربه رانندگی درگیر کننده، ظاهری شیک و کاربرد برجسته‌ای را عرضه می‌کند. حتی می‌توانید با پرداخت مبلغی بیشتر و نزدیک‌تر به F-Pace، پیشرانه‌ای قدرتمندتر و تجهیزات زیادی را در E-Pace به دست آورید.

اگر معمولاً افراد بیشتری در خودرو شما سوار می‌شوند، همیشه فضای عقب F-Pace را بهتر خواهند دانست. همچنین فضای صندوق این خودرو درصورتی‌که شما اسباب زیادی را حمل کنید به دردتان خواهد خورد. بودجه شما تعیین می‌کند که کدام مدل بهتر است اما هیچ‌یک انتخاب ضعیفی محسوب نمی‌شوند.

[ad_2]

لینک منبع

جزئیاتی از نسل بعدی جگوار XE

[ad_1]

جگوار به دنبال ایجاد طوفانی بزرگ با محصولاتی کوچک نظیر XE و E-Pace است اما این کمپانی بریتانیایی در نهایت می‌تواند حتی خودرویی جمع و جورتر نیز ارائه کند.


مدیر طراحی جگوار آقای یان کالوم در مصاحبه با اتوکار گفته که این برند در حال حاضر هیچ‌گونه برنامه‌ای برای عرضه‌ی رقیب محصولاتی چون آئودی A3 و مرسدس CLA ندارد اما خود او دوست دارد درباره احتمال تولید چنین خودرویی فکر کند.


جدای از صحبت درباره مدل‌های کوچک‌تر، کالوم تأیید کرده که نسل بعدی XE همچنان به‌صورت دیفرانسیل عقب عرضه خواهد شد. این امر خیلی تعجب‌برانگیز نیست زیرا اکثر رقبای کلیدی طراحی دیفرانسیل عقب داشته اما کالوم به این نکته نیز اشاره کرده که جگوار روی تفاوت بیشتر مدل‌های XE و XF کار خواهد کرد.


این مدل‌ها از فاصله کمی دور شباهت‌های فراوانی دارند اما کالوم گفته نسل بعدی XE و XF علیرغم داشتن جلوپنجره مشابه، نمای جلوی انعطاف‌پذیرتری خواهند داشت. این امر احتمالاً به معنی وجود چراغ‌های جلوی متفاوت و ورودی‌های هوای منحصربه‌فرد در مدل‌های یاد شده خواهد بود.


کالوم همچنین راه را بر ایده‌ی ساخت خودروهای الکتریکی اضافی بر پایه معماری مدل آینده I-Pace باز گذاشته است. این کراس اوور در ماه سپتامبر و در نمایشگاه خودروی فرانکفورت رونمایی خواهد شد و محدوده حرکتی احتمالی آن در حدود 480 کیلومتر خواهد بود.

2018 Jaguar I-PACE Rendering
2018 Jaguar I-PACE Rendering

[ad_2]

لینک منبع

E-Pace، دومین کراس‌اوور جگوار رونمایی شد

[ad_1]

بازار داغ و پرطرفدار کراس‌اوورها موجب شده که جگوار پس از اولین تجربهٔ خود با مدل F-Pace، حالا دومین کراس‌اوور خود را نیز با نام E-Pace معرفی کند. این خودرو که رسماً طی مراسمی در لندن رونمایی شده است، کراس‌اوور کوچک‌تری از F-Pace بوده و رقیبی برای خودروهایی چون آئودی Q3، مرسدس بنز GLC و ب‌ام‌و X1 محسوب می‌شود. مراسم رونمایی این خودرو همچنین با یک رکوردشکنی هم همراه بوده است که در ادامهٔ مطلب بدان خواهیم پرداخت.

E-Pace که هم‌اکنون کوچک‌تر محصول جگوار محسوب می‌شود، از ساختاری فولادی سود می‌برد که از معماری رنجروور اووک مشتق شده و بر اساس پلت‌فرم آن ساخته شده است. همچنین E-Pace از شیوهٔ پیشرانه عرضی استفاده می‌کند که در آن موتور به‌صورت عرضی نصب می‌شود؛ اما بااین‌حال سه سال زمان صرف توسعه و استفاده از سخت‌افزار تعلیق سدان XE در E-Pace شده است تا سواری آن همانند یک جگوار باشد.

E-Pace در طراحی هم کاملاً یک جگوار به نظر می‌رسد اما تیم طراحی این شرکت به سرپرستی یان کالوم، برای طراحی E-Pace بجای کوچک‌سازی F-Pace از استایل کوپهٔ اسپرت F تایپ استفاده کرده است. این موضوع به‌وضوح در چراغ‌های جلوی E-Pace مشخص است درحالی‌که خط کمر آن نیز مانند خودروهای کوپه به سمت بالا حرکت کرده و درنهایت با یک لچکی کوچک به پایان می‌رسد. در این خودرو از رینگ‌های آلیاژی 21 اینچی استفاده شده که بزرگ‌ترین رینگ‌هایی است که تاکنون در این کلاس بکار رفته است.

کابین E-Pace یکی دیگر از گام‌های مثبت بزرگ جگوار به سمت جلو است که تلفیقی از نمای لوکس و اسپرت را به ارمغان آورده است و نشان می‌دهد طراحی‌های داخلی این شرکت پس طراحی ناامیدکنندهٔ XE، در نسل جدید XF و F-Pace رو به بهبود است. حال این رویه در E-Pace هم ادامه پیدا کرده است تا جایی که می‌توان آن‌را بهترین کابین جدید جگوار دانست. در اینجا بازهم تأثیراتی از F تایپ دیده می‌شود که این الهامات از دستگیرهٔ سمت راست کنسول وسط گرفته تا غربیلک فرمان قابل‌مشاهده است. در کابین E-Pace توجه به جزئیات تا حد زیادی بهبود یافته و استفاده از رنگ‌های متضاد، تریم و متریال باکیفیت نیز عالی به نظر می‌رسد.

تمامی تیپ‌های این کراس‌اوور کوچک بریتانیایی به سیستم اطلاعاتی-سرگرمی Touch Pro جگوار مجهز هستند که از طریق یک صفحه‌نمایش لمسی 10 اینچی ارائه می‌شود و جگوار می‌گوید پاسخگویی آن مشابه گوشی‌های هوشمند است. این سیستم، اینترنت 4G، وای فای با قابلیت اتصال هشت دستگاه و مجموعه‌ای از اپلیکیشن‌های متصل را ارائه می‌دهد. همچنین می‌توان برای E-Pace نسل جدید نمایشگر سربالای جگوار و یک نمایشگر 12.3 اینچی TFT را به‌عنوان صفحه آمپر دیجیتالی سفارش داده که تقریباً مشابه صفحه آمپر کابین مجازی آئودی است.

فضای عقب کابین E-Pace نیز کاملاً جادار است تا حدی که شاید بتوان آن‌را هم‌اندازهٔ مدل بزرگ‌تر F-Pace دانست. فاصلهٔ محوری بیشتر این خودرو نسبت به رنجروور اووک کمک شایانی به افزایش فضای داخلی آن کرده است. از نظر یان کالوم، فضای داخلی خودرو هم به‌اندازهٔ طراحی بیرونی آن اهمیت دارد و به همین دلیل به کابین E-Pace توجه زیادی شده است. در هنگام باز بودن صندلی‌های عقب خودرو نیز 577 لیتر فضای صندوق بار وجود خواهد داشت که این یعنی می‌توان به‌طور همزمان یک چمدان، یک ست تجهیزات گلف و یک صندلی چرخ‌دار را در صندوق بار E-Pace قرار داد.

برای زیر کاپوت آلومینیومی این کراس‌اوور در بازارهای اروپایی می‌توان از میان پنج پیشرانهٔ مختلف یکی را انتخاب نمود که سه نمونهٔ آن‌ها دیزلی و دو واحد بنزینی هستند. همهٔ این موتورها از سری Ingenium بوده و همگی 2 لیتری چهار سیلندر هستند که دیزلی‌ها در سه سطح قدرت 150 اسب بخار، 180 اسب بخار و 240 اسب بخار ارائه می‌شوند درحالی‌که نمونه‌های بنزینی در دو سطح قدرت 250 اسب بخار و 300 اسب بخار قابل انتخاب هستند. همان‌طور که انتظار می‌رفت در آمریکای شمالی فقط پیشرانه‌های بنزینی عرضه خواهند شد اما مطمئناً 300 اسب بخار در خودروی کوچکی چون E-Pace چابکی و عملکرد بالایی را به همراه خواهد داشت.

این مدل که بالاترین نسخهٔ E-Pace محسوب می‌شود، ظرف 5.9 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت می‌رسد درحالی‌که حداکثر سرعت آن به‌صورت الکترونیکی روی 245 کیلومتر در ساعت محدود شده است. به‌غیراز مدل پایهٔ دیزلی E-Pace که با یک گیربکس شش سرعتهٔ دستی عرضه خواهد، دیگر مدل‌ها همگی به یک گیربکس 9 سرعتهٔ اتوماتیک مجهز خواهند بود. همچنین بازهم غیر از مدل دیزلی پایه که به‌صورت دیفرانسیل جلو عرضه می‌گردد، دیگر مدل‌ها همگی به سامانهٔ چهارچرخ محرک دائمی مجهز خواهند بود.

سیستم چهارچرخ محرک نسخه‌های قدرتمند E-Pace به فناوری Active Driveline مجهز است که می‌تواند قدرت را انحصاراً بین هر چهارچرخ تقسیم کند. جگوار می‌گوید این سیستم عمداً بدین‌صورت طراحی شده تا E-Pace احساس خودرویی دیفرانسیل عقب را داشته باشد. این کراس‌اوور کوچک در دو نسخهٔ معمولی و R-Design عرضه می‌شود که دومی نمای اسپرتی داشته و طراحی جلو و عقب آن تهاجمی‌تر است. همچنین علاوه بر پیشرانه‌های مختلف و طیف کاملی از آپشن‌ها، سه پکیج مخصوص نیز برای E-Pace ارائه می‌گردد.

جگوار هم‌اکنون در وب‌سایت بین‌المللی خود مدل E-Pace را اضافه کرده و قیمت پایهٔ آن‌را هم در ایالات‌متحده از 38,600 دلار اعلام نموده است. البته امکان سفارش خرید این خودرو اواخر امسال باز خواهد شد ولی منابع داخلی جگوار گفته‌اند از هم‌اکنون نمایندگی‌ها پیش‌پرداخت خریداران را می‌پذیرند؛ بنابراین کسانی که از آئودی Q3، مرسدس بنز GLA و ب‌ام‌و X1 خسته شده باشند، جگوار E-Pace با قیمت فوق‌العاده رقابتی خود مطمئناً می‌تواند گزینهٔ وسوسه‌انگیزی باشد. این خودرو از اوایل سال آینده در بازار ایالات‌متحده عرضه خواهد شد درحالی‌که طی همان سال طیف کراس‌اوورهای جگوار با اضافه شدن مدل تمام الکتریکی I-Pace رشد خواهد کرد.

[دانلود ویدئو]
اما در ابتدای این مطلب گفتیم که رونمایی از E-Pace با یک رکوردشکنی همراه بوده است. داستان ازاین‌قرار است که جگوار در مراسم رونمایی از جدیدترین محصول خود، با آن اقدام به انجام یک حرکت نمایشی و ثبت رکورد گینس در این زمینه نموده است. در این حرکت، جگوار E-Pace پرشی چرخشی را به طول 19 متر انجام داده و توانست رکورد طولانی‌ترین پرش چرخشی با خودروی تولیدی را بنام خود در کتاب رکوردهای گینس به ثبت برساند.

[دانلود ویدئو]

[ad_2]

لینک منبع

دوئل جگوار F-Pace و آلفارومئو استلویو

[ad_1]




در قسمتی دیگر از سری رقابت‌های خودرویی پدال که می‌توان آن‌را لیگ قهرمانی ماشین‌ها دانست، امروز نوبت به گروه کراس‌اوورهای کامپکت لوکس رسیده است. در اولین دوئل این گروه، بیوک انویژن در برابر آکورا RDX قرار گرفت که طی رقابت میان این دو کراس‌اوور لوکس در دو نظرسنجی سایت و کانال تلگرام پدال مجموعاً تعداد 1214 رأی به ثبت رسیده است. از این آراء، RDX توانست با کسب 731 رأی یا 60 درصد کل آراء، پیروز دوئل و راهی مرحلهٔ بعدی شود درحالی‌که انویژن موفق به کسب 483 رأی شده است. حالا امروز در دوئل سوم گروه کراس‌اوورهای کامپکت لوکس، دو خودرویی به مصاف یکدیگر رفته‌اند که هردو اولین کراس‌اوور سازندهٔ خود محسوب می‌شوند. این دو ماشین، جگوار F-Pace و آلفارومئو استلویو هستند.

ب‌ام‌و X3

لکسس NX

مرسدس بنز GLC

رنجروور ولار

لکسس NX

؟

آئودی Q5

اینفینیتی QX50

جگوار F-Pace

آلفارومئو استلویو

؟

؟

آکورا RDX

بیوک انویژن

لینکلن MKC

ولوو XC60

آکورا RDX

؟

پورشه ماکان

؟

 

؟

 

جگوار F-Pace

با بالا گرفتن تب کراس‌اوورها و محبوبیت انفجاری این خودروهای بلندقامت در بازارهای جهانی، خودروسازانی که تاکنون از این قبیل ماشین‌ها تولید نکرده بودند هم یکی پس از دیگری وارد این بازی شدند که ازجملهٔ آن‌ها می‌توان به همین دو خودروساز موضوع دوئل ما یعنی جگوار و آلفارومئو اشاره کرد. دراین‌بین سازندهٔ بریتانیایی زودتر اقدام به آغاز پروژهٔ ساخت کراس‌اوور نمود. بدین منظور جگوار برای اولین بار کانسپتی بنام C-X17 را در نمایشگاه فرانکفورت 2013 رونمایی کرد که در اصل پیش‌نمایشی بود از نخستین کراس‌اوور این شرکت. سپس سرانجام دو سال بعد نسخهٔ تولیدی این خودرو با نام F-Pace در نمایشگاه فرانکفورت 2015 معرفی شده و نخستین کراس‌اوور تاریخ جگوار راهی خط تولید گردید. تحویل F-Pace نیز از آوریل 2016 با مدل 2017 آغاز شد. این کراس‌اوور کامپکت لوکس روی پلت‌فرم IQ گروه جگوار-لندروور ساخته شده که با جگوار XE و کراس‌اوور جدید رنجروور ولار مشترک است. طراحی F-Pace نیز طبق زبان طراحی کنونی جگوار شکل گرفته که مشابه آن در مدل‌های XE و XF هم قابل‌مشاهده است. برای این کراس‌اوور بریتانیایی چهار پیشرانهٔ مختلف ارائه می‌شود که دو نمونهٔ آن‌ها 2 لیتری چهار سیلندر توربو بنزینی و دیزل بوده و دو موتور دیگر 3 لیتری V6 توربو بنزینی و دیزل هستند. ما برای این رقابت پیشرانهٔ 2 لیتری بنزینی F-Pace را انتخاب کرده‌ایم که 240 اسب بخار قدرت و 340 نیوتن متر گشتاور دارد. این نیرو توسط یک گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک ZF انتقال پیدا می‌کند. این خودرو را می‌توان به‌صورت دیفرانسیل عقب یا چهارچرخ محرک سفارش داد. F-Pace در حال حاضر تنها کراس‌اوور جگوار محسوب می‌شود اما به‌زودی این عنوان را از دست خواهد داد زیرا طی چند روز آینده کراس‌اوور دوم جگوار با نام E-Pace رونمایی خواهد شد که این خودرو کوچک‌تر از F-Pace خواهد بود.

آلفارومئو استلویو

همان‌طور که در بالا اشاره شد، آلفارومئو هم یکی از شرکت‌هایی بود که برای اولین بار روی به ساخت کراس‌اوور آورد. بدین ترتیب این شرکت ایتالیایی هم چندی پس از جگوار، نخستین کراس‌اوور خود را با نام استلویو در نمایشگاه لس‌آنجلس 2016 رونمایی کرد. هرچند اولین کراس‌اوور تولیدی آلفارومئو حدود یک سال بعد از اولین کراس‌اوور تولیدی جگوار معرفی شد، اما این شرکت چند سال قبل برای اولین بار کراس‌اوور کانسپتی را با نام Kamal در سال 2003 رونمایی کرد ولی این کانسپت به تولید نرسید. استلویو روی پلت‌فرم Giorgio گروه فیات-کرایسلر ساخته شده که با سدان جدید آلفارومئو جولیا مشترک است. این کراس‌اوور ایتالیایی در کنار مازراتی لوانته، دومین کراس‌اوور گروه فیات-کرایسلر محسوب می‌شود درحالی‌که استلویو یک کلاس پایین‌تر از لوانته قرار می‌گیرد. این کراس‌اوور کامپکت ایتالیایی از زبان طراحی جدید آلفارومئو سود می‌برد که برای اولین بار در سدان جولیا معرفی شد؛ اما غیر از پلت‌فرم و زبان طراحی، استلویو اشتراک دیگری هم با برادر سدانش دارد که آن پیشرانه‌ها هستند زیرا برای این کراس‌اوور سه پیشرانهٔ مختلفی ارائه می‌شود که هر سه کاملاً با جولیا یکسان هستند. این موتورها شامل یک نمونهٔ 2.2 لیتری چهار سیلندر توربودیزل، یک واحد 2 لیتری چهار سیلندر بنزینی توربو و نهایتاً یک پیشرانهٔ قدرتمند 2.9 لیتری V6 توئین توربو می‌شود که این موتور 510 اسب بخار قدرت داشته و در نسخهٔ اسپرت و عملکردی کوادروفولیو ارائه می‌گردد. ولی ما در این دوئل جهت تناسب با رقیب بریتانیایی، پیشرانهٔ 2 لیتری بنزینی استلویو را انتخاب کرده‌ایم. این موتور 280 اسب بخار قدرت و 415 نیوتن متر گشتاور تولید کرده و آن‌را از طریق یک گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک ZF به چرخ‌ها انتقال می‌دهد. این نسخهٔ استلویو نیز همانند F-Pace در دو نسخهٔ دیفرانسیل عقب و چهارچرخ محرک قابل خریداری است.

 

مشخصات فنی

 جگوار F-Paceآلفارومئو استلویو
پیشرانه2 لیتری 4 سیلندر2 لیتری 4 سیلندر
تنفستوربوشارژتوربوشارژ
قدرت240 اسب بخار280 اسب بخار
گشتاور340 نیوتن متر415 نیوتن متر
گیربکس8 سرعته اتوماتیک8 سرعته اتوماتیک
محور محرکعقب/چهارچرخعقب/چهارچرخ
شتاب صفرتاصد6.8 ثانیه5.5 ثانیه
مسافت 400 متر15.2 ثانیه14.2 ثانیه
حداکثر سرعت230 کیلومتر/ساعت230 کیلومتر/ساعت
مصرف سوخت9.5 لیتر (ترکیبی)9.8 لیتر (ترکیبی)
وزن1850 کیلوگرم1860 کیلوگرم
طول4.73 متر4.69 متر
فاصلهٔ محوری2.87 متر2.81 متر
حجم صندوق بار650 لیتر540 لیتر
قیمت پایه42,985 دلار42,990 دلار

 

این دوئل‌ها، مقایسه‌هایی برای دریافت و شناخت خودروهای برتر نیستند بلکه نظرسنجی برای شناخت خودروهای محبوب‌تر بین شما کاربران ایرانی می‌باشند؛ بنابراین با توجه به جمیع جهات، جذابیت، طراحی بدنه و کابین، برند، ویژگی‌های فنی، قیمت و مقرون‌به‌صرفه بودن و حتی تجربه کاربری، کدام خودرو را ترجیح می‌دهید؟ دلایل و معیارهای انتخاب خود را نیز لطفاً در بخش نظرات بیان فرمایید.

[ad_2]

لینک منبع

نبرد بزرگ سدان‌های لوکس میان سایز

[ad_1]

رویارویی آئودی A6، ب‌ام‌و 540i، مرسدس-آام‌گ E43، کادیلاک CTS V-Sport و جگوار XF S

طی چند سال اخیر، شاسی‌بلندها بخشی از سهم بازار سدان‌های پریمیوم متوسط را تصاحب کرده‌اند؛ اما حتی با وجودی که نسبت فروش سدان‌های متوسط لوکس باهمتایان شاسی‌بلند خود یک‌به‌دو است، ولی این سدان‌های لوکس هنوز هم به حیات خود ادامه داده‌اند چراکه همچنان نزدیک به 190 هزار دستگاه از این خودروها به‌صورت سالانه در ایالات‌متحده فروخته می‌شود و همچنان خودروهای زیادی در این کلاس حضور دارند؛ بنابراین ما هم تصمیم گرفتیم مقایسه‌ای میان خودروهای حاضر در سگمنت سدان‌های متوسط پریمیوم انجام دهیم. تعدادی از خودروهای حاضر در این کلاس بسیار اسپرت‌تر از یک شاسی‌بلند هستند و در حالت ایده آل، ترکیبی از ویژگی‌های لاکچری و دینامیک رانندگی اسپرت را با یک رانندگی روزانهٔ عالی ارائه می‌کنند. خودرویی می‌تواند پیروز این رقابت لقب گیرد که بهترین تعادل را بین این ویژگی‌ها برقرار کرده باشد.

در ابتدا برای این نبرد هشت نامزد را در نظر داشتیم؛ اما بعداً تصمیم گرفتیم لینکلن کانتیننتال را از لیست حذف کنیم چراکه این خودرو بیشتر یک ماشین لوکس است تا اسپرت. جنسیس G80 اسپرت هم با پیشرانهٔ V6 توئین توربوی متعلق به مدل بزرگ‌تر G90 هم گزینهٔ مناسبی جهت شرکت در این آزمون بود اما تنها چند ماه بیشتر از آغاز فروش آن نگذشته است. بدین ترتیب در لیست ما شش خودرو باقی ماندند اما نهایتاً رقابت با حضور پنج خودرو برگزار شد زیرا مازراتی گیبلی تنها در یک تیپ عرضه می‌شود که قیمتش به صد هزار دلار می‌رسد. این قیمت برای شرکت در آزمایش ما بیش‌ازحد گران بود و به همین دلیل این خودرو هم از لیست شرکت‌کنندگان کنار رفت.

یکی از جدیدترین خودروهای این جمع پنج‌نفره، مرسدس-آام‌گ E43 4Matic با 400 اسب بخار قدرت است که بر اساس نسل جدید E کلاس ساخته شده است. E43 شکاف بین مدل E300 با پیشرانهٔ چهار سیلندر توربوی 245 اسبی و مدل E63 S با پیشرانهٔ V8 توئین توربوی 610 اسبی را پُر می‌کند. قیمت پایهٔ E43 از 73,325 دلار آغاز می‌شود اما قیمت نمونهٔ مورد آزمایش ما به 91,175 دلار رسیده است. البته از این قیمت می‌توان به‌راحتی با صرف‌نظر کردن از رنگ قرمز کاردینال بدنه، تریمی داخلی متالیک، تریم مشکی‌رنگ بیرونی، تهویهٔ صندلی‌های جلو، غربیلک فرمان آام‌گ و سیستم صوتی برمستر، 7,830 دلار کم کرد چراکه هیچ‌کدام از این موارد توانایی‌های ذاتی E43 را افزایش نمی‌دهند و فقدان هیچ‌کدام تجربهٔ رانندگی آن‌را مخدوش نمی‌کنند.

در سمت دیگر میدان آئودی A6 3.0T کواترو قرار دارد. این خودرو برای سال 2016 تازه‌سازی میان‌دوره‌ای خود را تجربه کرده است که برای آن نمای جلویی جدید جلو و عقب، سازگاری با کارپلی اپل و وای فای داخلی را به ارمغان آورده است. برای سال 2017 نیز برای A6 یک پکیج سفارشی بنام پکیج رقابت ارائه شده که سیستم تعلیق اسپرت، سیستم کنترل گشتاور در دیفرانسیل عقب، رینگ و لاستیک‌های قرض گرفته شده از مدل S6، هفت اسب بخار قدرت بیشتر برای پیشرانهٔ V6 سوپرشارژ (که مجموع قدرت را به 340 اسب بخار می‌رساند) و ویژگی‌های داخلی و خارجی S6 را به آن اضافه می‌کند. البته امکان انتخاب مدل S6 با پیشرانهٔ 450 اسب بخاری V8 هم برای این رقابت وجود داشت چراکه قیمتی کمتر از 80 هزار دلار دارد اما درنهایت به جهت اینکه می‌خواستیم آزمون را با خودروهای شش سیلندر برگزار کنیم تصمیم بر آن شد که مدل پایین‌تر A6 با موتور شش سیلندر را برگزینیم؛ اما با وجود صرف‌نظر کردن از S6، همین نمونهٔ شرکت‌کننده در این رقابت نیز با قیمت 72,175 دلار، خودروی گران‌قیمتی است درحالی‌که سن بالای آن نیز کاملاً احساس می‌شود.

این آزمایش مطمئناً بدون حضور ب‌ام‌و سری 5 کامل نخواهد بود. نسل هفتم این سدان باواریایی برای سال 2017 با کد داخلی G30 معرفی شده و حالا مدل 540i آن در آزمون ما شرکت کرده است. این خودرو از آخرین نسخهٔ پیشرانهٔ شش سیلندر خطی ب‌ام‌و استفاده می‌کند که با تجهیز به یک توربوشارژ، 340 اسب بخار قدرت تولید می‌کند. 540i با 57,445 دلار، کمترین قیمت پایه را در بین اعضای گروه دارد اما با سفارش پکیج‌ها و آپشن‌های شخصی، قیمت آن بالا می‌رود به‌نحوی‌که قیمت نمونهٔ مورد آزمایش ما به 82,610 دلار رسیده است. ولی همانند مرسدس، پایین آورد برچسب قیمتی ب‌ام‌و نیز با حذف تجهیزاتی نه‌چندان ضروری مانند سیستم صوتی Bowers & Wilkins به قیمت 4,200 دلار، سیستم پارک از راه دور به قیمت 750 دلار، تریم سرامیکی مشکی‌رنگ داخلی به قیمت 650 دلار و سیستم آرام بستن درها به قیمت 600 دلار، آسان است.

نسل دوم جگوار XF اوایل سال گذشته به بازار آمد و حالا نخستین آزمون مقایسه‌ای خود را تجربه می‌کند. هرچند نسل دوم XF در ظاهر به نسل قبلی شباهت دارد اما بدنهٔ آن از آلومینیوم ساخته شده که در این سگمنت منحصربه‌فرد است. در زیر کاپوت این جنتلمن بریتانیایی یک موتور 3 لیتری V6 سوپرشارژ قرار گرفته که اساساً همان پیشرانهٔ V8 جگوار منهای دو سیلندر است. برای تجربهٔ آزمونی خوب، جگوار مدل XF S را با سامانهٔ چهارچرخ محرک برای ما فرستاده است. علاوه بر این، در نسخهٔ S قدرت موتور V6 از 340 اسب بخار به 380 اسب بخار افزایش پیدا کرده است. جگوار XF S مورد آزمایش ما قیمتی برابر با 77,535 دلار دارد.

و درنهایت به آخرین شرکت‌کنندهٔ این نبرد یعنی کادیلاک CTS V-Sport می‌رسیم. خودرویی که سابقاً برندهٔ رقابت 10Best ما شده و قدرتمندترین عضو این جمع پنج‌نفره محسوب می‌شود. در زیر کاپوت این ماشین یک پیشرانهٔ 3.6 لیتری V6 توئین توربو قرار گرفته که 420 اسب بخار قدرت دارد. به جهت وجود ویژگی‌ها و قیمت برابر با دیگر رقبا، تصمیم گرفتیم که تیپ پریمیوم CTS را برای این آزمون انتخاب کنیم که قیمت آن از 71,790 دلار آغاز می‌شود؛ اما به این قیمت مبلغ 3 هزار دلار بابت پکیج کربنی مشکی اضافه شده است که شامل صندلی‌های ریکارو، تریم مشکی رینگ‌ها و چند آپشن دیگر می‌شود و قیمت کلی CTS V-Sport را به 75,885 دلار می‌رساند. بدین ترتیب با این پنج سدان برتر دنیا آمادهٔ برگزاری نبردی سخت می‌شویم. پس از چند روز و پیمودن نزدیک به 1600 کیلومتر، این پنج سدان که بر روی کاغذ بسیار باهم اشتراک داشتند، شخصیت کاملاً متفاوت خود را نشان دادند.

رتبهٔ پنجم جگوار XF S AWD

اگر این جگوار آشنا به نظر می‌رسد بدین خاطر است که XF بسیار شبیه به نسل قبلی خود است؛ بنابراین آشنا بودن آن غیرقابل‌انکار است اما همچنان سراسر آن لوکس احساس می‌شود. همچنین این خودرو به همراه کادیلاک نمرات بالایی را در طراحی بیرونی کسب کردند. همین داستان همچنان در داخل هم ادامه دارد. یک صفحه‌نمایش 12.3 اینچی جدید به‌عنوان صفحه آمپر مجازی خودرو تعبیه شده و یک صفحه‌نمایش لمسی 10.2 اینچی هم جهت ارائهٔ سیستم اطلاعاتی-سرگرمی نصب شده است که هردو نمای خوبی داشته و سریع‌تر از نسخهٔ قبلی و همین‌طور سیستم اطلاعاتی-سرگرمی CUE کادیلاک هستند؛ اما بااین‌وجود اصول اولیهٔ معماری قبلی XF همچنان در داخل نسل جدید به چشم می‌خورد که موجب می‌شود این سدان بریتانیایی نسبت به سالِ خود قدیمی به نظر برسد.

اما در روی جاده، XF پوستهٔ قدیمی خود را کنار می‌گذارد و نشاط و شخصیت خود را نشان می‌دهد. تحت‌فشار، فرمان از خواب بیدار می‌شود ولی با وجود برخورداری از لاستیک‌های چهارفصل، XF کمترین چسبندگی را داشته و طولانی‌ترین توقف از سرعت 110 کیلومتر در ساعت را به ثبت می‌رساند. متریال بکار رفته در داخل خودرو نیز متناسب با قیمت نزدیک به 80 هزار دلاری آن نیستند. پیشرانهٔ V6 جگوار اما لرزش بسیار خفیفی داشته و در دورهای بالا تنها 74 دسی‌بل صدا تولید می‌کند؛ بنابراین موتور V6 این ماشین فاقد صدای گیرای دیگر موتورهای V6 این گروه و یا موتور شش سیلندر خطی ب‌ام‌و است. بااین‌حال هرچند XF در 5 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت می‌رسد که تنها از آئودی بهتر است اما هیچ شکایتی از قدرت این پیشرانه وجود ندارد. درنهایت جگوار با شش امتیاز کمتر از ب‌ام‌و در جایگاه آخر قرار گرفت اما این دو خودرو تفاوت‌های زیادی باهم ندارند و در صورت ترکیب نقاط قوت هر دو، به‌احتمال‌زیاد خودروی پیروز این رقابت ایجاد می‌شد.

رتبهٔ چهارم ب‌ام‌و 540i

بالاتر از همه‌چیز این است که ب‌ام‌و به‌عنوان سازندهٔ برتر پیشرانه شناخته می‌شود و این عنوان به‌حق به آن نسبت داده شده است تا جایی که اگر کسی بگوید زیر کاپوت 540i یک موتور V12 قرار دارد ما باور خواهیم کرد. در این گروه، ب‌ام‌و بازهم ممتاز بودن موتور شش سیلندر خطی خود را با روانی و پالایشی مثال‌زدنی که موتورهای V6 فاقد آن هستند نشان داد. تقریباً هیچ تفاوت محسوسی در ارتعاش این موتور بین حالت کارکرد درجا و کار در دور موتور 6 هزار rpm وجود ندارد درحالی‌که پاسخگویی آن نیز مانند موتورهای الکتریکی است و در هنگام حرکت با حداکثر شتاب نیز 68 دسی‌بل صدا ایجاد می‌کند که مشابه صدای تولیدی توسط تسلا مدل S است. بر روی کاغذ، ممکن است موتور ب‌ام‌و کمترین قدرت را در بین اعضای گروه داشته باشد اما گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک 540i موجب می‌شود که ظرف 4.7 ثانیه از حالت سکون به سرعت 96 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. درحالی‌که با مصرف 10.7 لیتری بنزین در هر صد کیلومتر، کمترین مصرف سوخت را در این آزمون دارد.

طراحی داخلی 540i نیز شما را متقاعد خواهد کرد که خودرویی دوازده سیلندر خریداری کرده‌اید. در اینجا فضایی بسیار نرم و پوشش چرم ناپا، تنظیم 20 جهتهٔ صندلی‌ها با ماساژور وجود دارد که بخشی از پکیج صندلی‌های لوکس به قیمت 1600 دلار هستند. 540i همچنین با 2.97 متر، بیشترین فاصلهٔ محوری را دارد که موجب ارائهٔ صندلی‌های عقب جادار شده است. غربیلک فرمان قطور M اما تنها قسمتی در کابین ب‌ام‌و است که تظاهر اسپرت دارد. در 540i مورد آزمایش ما دو پکیج هندلینگ هم وجود دارد. اولی پکیج M اسپرت 2600 دلاری است که لاستیک‌های تابستانی گودیر ایگل F1 Asymmetric را روی رینگ‌های 19 اینچی خودرو اضافه می‌کند و ارتفاع را 1 سانتیمتر کاهش می‌دهد و دومی پکیج داینامیک 3200 دلاری است که میلهٔ آنتی رول الکترونیکی و تنظیم خودکار کمک‌فنرهای الکترونیکی را به ارمغان می‌آورد ولی حتی با وجود این دو پکیج هندلینگ، 540i فاقد اطلاعات شاسی و فرمانی بود که ما انتظار داشتیم.

به همین دلیل کلمهٔ بی‌احساس بارها و بارها توسط آزمایش‌کنندگان در توصیف این ماشین استفاده شد. فرمان به ارائهٔ پاسخ بیشتری نیاز دارد درحالی‌که هندلینگ نیز آن‌طور نیست که از یک ب‌ام‌و انتظار داریم. همچنین با کمی وارد آوردن فشار به خودرو، لغزش آن بسیار آسان صورت می‌گیرد و با وجود استفاده از لاستیک‌های تابستانی، ب‌ام‌و به‌سختی از پس جگوار با لاستیک‌های چهارفصل برمی‌آید؛ بنابراین برای کسانی که به دنبال یک سدان اسپرت هستند، انتخاب‌های بهتری از ب‌ام‌و 540i وجود دارد.

رتبهٔ سوم آئودی A6 3.0T کواترو

آئودی برندهٔ آزمون سه سال پیش ما است اما این ماشین با رنگ خاکستری خود، 30 اسب بخار قدرت بیشتری نسبت به قبل دارد که توان کلی آن‌را به 340 اسب بخار رسانده است ولی حتی با وجود قدرت بیشتر، A6 آزمون ما در 5.2 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت رسید که کُندترین خودروی این رقابت لقب می‌گیرد. در A6 موتور بی‌سروصدا کار خود را انجام می‌دهد و هرگز خواستار جلب‌توجه نیست. ارگونومی و راحتی خودرو نیز بسیار عالی است و غربیلک فرمان بسیار خوش‌دست است. سیستم اطلاعاتی-سرگرمی آئودی یعنی MMI نیز بسیار سریع کارهای پیچیده‌ای چون تماس تلفنی و یا وارد کردن مقصد در سیستم ناوبری را انجام می‌دهد. البته A6 در حال حاضر پنج‌ساله بوده و به همین دلیل فضای داخلی آن‌را نمی‌توان معیاری برای این کلاس تلقی کرد.

نشانه‌های سن بالا در کابین A6 نیز کم‌وبیش قابل‌مشاهده است مانند نمایشگر سربالای قدیمی آن اما دیگر قسمت‌های اتاق همچنان عالی و کاربردی احساس می‌شود. در آزمونِ چرخش نیز آئودی توانست شتاب جانبی 0.93 جی را به ثبت برساند که با کادیلاک یکسان بوده و هردو در این زمینه بهترین‌های گروه لقب می‌گیرند. خوشبختانه، پکیج رقابت نیز تأثیر منفی بر سواری A6 نمی‌گذارد. آئودی A6 تعادل مناسبی بین لوکس بودن و اسپرت بودن برقرار کرده است درحالی‌که سرشار از آرامش است. البته این سدان آلمانی ستایش کامل ما را برنمی‌انگیزد اما از سوی دیگر چیزهای چندان زیادی برای گله و شکایت نیز در آن پیدا نکردیم.

رتبهٔ دوم کادیلاک CTS V-Sport

روح و شخصیت رانندگی کادیلاک یادآور محصولات لوتوس است. این سدان اسپرت آمریکایی نه‌تنها با وزن 1825 کیلوگرم سبک‌ترین عضو گروه است که همچنین در بخش شاسی هم بیشترین امتیاز را دریافت کرد و رانندگی سرگرم‌کننده‌ای هم دارد. علاوه بر این، CTS از طریق فرمان و صندلی‌ها ریکاروی خود، بیشتر از دیگر خودروها تصویری روشن از آنچه که زیر لاستیک‌ها اتفاق می‌افتد را ارائه می‌دهد. در حالت تخت گاز نیز پیشرانهٔ V6 کادیلاک با تولید 84 دسی‌بل صدا، بیشترین صدا را در بین این چهار خودرو دارد. البته هرچند هنگام حرکت با سرعت 110 کیلومتر در ساعت کادیلاک با تولید 66 دسی‌بل صدا خودروی بسیار آرامی است اما در این مقایسه بیشترین صدا محسوب می‌شود.

اما فقط شخصیت رانندگی CTS نیست که ما را به یاد ساخته‌های لوتوس می‌اندازد بلکه مشکلات در کیفیت ساخت آن نیز همین حس را دارد به‌گونه‌ای که در طول چند روز آزمون با مشکلاتی کیفی متعددی در آن مواجه شدیم مانند به بیرون آمدن پوشش داخلی ستون C، روشن شدن چراغ چک به جهت نقص در فشار روغن و… . بعلاوه، نسبت به دیگر خودروهای این رقابت، صندلی‌های عقب کادیلاک کوچک‌ترین بوده و رابط کاربری سیستم اطلاعاتی-سرگرمی CUE آن نیز کمترین جذابیت را دارد. همچنین در بحث مصرف سوخت هم کادیلاک با سوزاندن 13 لیتر بنزین در هر صد کیلومتر در پس دیگر خودروهای این آزمون قرار می‌گیرد به‌نحوی‌که 3.2 لیتر مصرف بیشتری از ب‌ام‌و دارد؛ اما بااین‌وجود، سواری و شتابِ عالیِ کادیلاک همراه با رضایتی که از رانندگی آن حاصل می‌شود فراتر از این معایب است. البته این بدان معنا نیست که CTS خودرویی عالی و درجه‌یک است اما در طول آزمونِ رانندگی ما تمامی آزمایش‌کنندگان تمایل خود به این سدان آمریکایی را ابراز کردند.

رتبهٔ اول مرسدس-آام‌گ E43 4Matic

E43 مورد آزمایش ما 91,175 دلار قیمت دارد که بالاترین قیمت در این آزمایش محسوب می‌شود تا جایی که با این مبلغ می‌توان یک کادیلاک CTS-V با 640 اسب بخار قدرت خریداری کرد. به همین دلیل مرسدس بنز در بخش قیمت امتیازات را از دست داد اما در بسیاری از مقوله‌های دیگر پیشتاز گروه بود و بنابراین این ضعف را جبران نمود. البته می‌توان آپشن‌های اضافی به قیمت 7,830 دلار را از E43 حذف کرد چراکه فقدان این آپشن‌ها خدشه‌ای به ذات عالی این خودرو وارد نمی‌کند. یکی از آپشن‌هایی که ما آن‌را نمی‌خواهیم، پکیج آسایش صوتی به مبلغ 1100 دلار است که موجب افزایش مواد عایق صدا در سراسر کف خودرو و درها و همچنین اضافه شدن ورقهٔ آکوستیک به شیشهٔ جلو و پنجره‌های جانبی می‌شود. احتمالاً این پکیج نقش مهمی در به گوش رسیدن 63 دسی‌بل صدا هنگام حرکت با سرعت 110 کیلومتر در ساعت دارد. همچنین در بزرگراه‌های بین ایالتی نیز تقریباً هیچ‌گونه صدای باد یا جاده به گوش نمی‌رسد و تا هنگام حرکت با سرعت 160 کیلومتر در ساعت هم هنوز تنها 71 دسی‌بل صدا درون کابین به گوش می‌رسد.

سکوت ویژگی بسیار مهمی در مرسدس بنز است اما E43 به این دلیل پیروز رقابت شد که سواری آن با کادیلاک برابری می‌کند. پیشرانهٔ V6 توئین توربوی این سدان اسپرت آلمانی در حالت رانندگی اسپرت و هنگام فشردن پا تا آخر روی پدال گاز، کابین را با 76 دسی‌بل صدا پُر می‌کند اما این موتور 3 لیتری مرسدس پاسخگویی بهتری از موتورهای سوپرشارژ جگوار و آئودی داشته و فاقد هرگونه تأخیر توربویی است. همچنین به لطف برخورداری از سامانهٔ چهارچرخ محرک به‌صورت استاندارد، E43 توانست ظرف 4.2 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت برسد که بهترین شتاب گروه محسوب می‌شود. البته فرمان این خودرو کمی سنگین‌تر از دیگر خودروها احساس می‌شود ولی دقت و بازخورد مناسبی دارد.

E43 مورد آزمایش ما به رینگ‌های 20 اینچی سفارشی مجهز بود که با لاستیک‌های پیرلی P Zero پوشیده شده‌اند اما ما رینگ‌های 19 اینچی استاندارد با لاستیک‌های فاق بلند را بیشتر دوست داریم زیرا سواری بهتری ارائه می‌کنند. این در حالی است که مرسدس E43 با دستیابی به شتاب جانبی 0.92 جی، در پس آئودی و کادیلاک قرار می‌گیرد. صندلی‌های پریمیوم این ماشین بیشترین راحتی را داشته و بالاترین حمایت را از بدن به عمل می‌آورند درحالی‌که صفحه‌نمایش آن نیز بهترین گرافیک را دارد. در کل مرسدس-آام‌گ E43 خودرویی واقعاً مدرن و سدانی قرن بیست و یکمی است که ترکیبی عالی از لوکس بودن و اسپرت بودن را برقرار کرده و به‌روشنی پیروز این نبرد دشوار لقب می‌گیرد.

مشخصات فنی

آئودی A6ب‌ام‌و 540iکادیلاک CTSجگوار XF Sمرسدس E43
قیمت پایه68,550 دلار57,445 دلار61,690 دلار67,195 دلار73,325 دلار
قیمت تست‌شده72,175 دلار82,610 دلار75,885 دلار77,535 دلار91,175 دلار
طول4.93 متر4.94 متر4.96 متر4.95 متر4.94 متر
عرض1.87 متر1.86 متر1.83 متر1.88 متر1.86 متر
ارتفاع1.47 متر1.48 متر1.45 متر1.45 متر1.44 متر
فاصلهٔ محوری2.91 متر2.97 متر2.91 متر2.96 متر2.94 متر
حجم صندوق بار396 لیتر538 لیتر396 لیتر538 لیتر368 لیتر
پیشرانه3 لیتری V63 لیتری I63.6 لیتری V63 لیتری V63 لیتری V6
تنفسسوپرشارژتوربوشارژتوئین توربوسوپرشارژتوئین توربو
قدرت340 اسب بخار335 اسب بخار420 اسب بخار380 اسب بخار400 اسب بخار
گشتاور440 نیوتن متر450 نیوتن متر585 نیوتن متر450 نیوتن متر520 نیوتن متر
گیربکس8 دنده اتوماتیک8 دنده اتوماتیک8 دنده اتوماتیک8 دنده اتوماتیک9 دنده اتوماتیک
محور محرکچهارچرخعقبعقبچهارچرخچهارچرخ
شتاب صفر تا 965.2 ثانیه4.7 ثانیه4.5 ثانیه5 ثانیه4.2 ثانیه
مسافت 400 متر13.7 ثانیه13.2 ثانیه12.9 ثانیه13.5 ثانیه12.8 ثانیه
حداکثر سرعت205 کیلومتر250 کیلومتر275 کیلومتر205 کیلومتر210 کیلومتر
ترمز از 110 کیلومتر48 متر51 متر47 متر55 متر49 متر
شتاب جانبی0.93 جی0.87 جی0.93 جی0.86 جی0.92 جی
وزن خالص1924 کیلوگرم1846 کیلوگرم1825 کیلوگرم1937 کیلوگرم1944 کیلوگرم
تقسیم وزن جلو/عقب55.3/44.752.3/47.751.8/48.251.2/48.854.5/45.5
ظرفیت باک75 لیتر68 لیتر72 لیتر74 لیتر90 لیتر
مصرف سوخت ترکیبی9.8 لیتر9.8 لیتر13 لیتر10.2 لیتر11.2 لیتر
مجموع امتیازات196195199189204

 

منبع: Car&Driver

[ad_2]

لینک منبع

جگوار-لندروور SVO درصدد رقابت با مرسدس-آام‌گ

[ad_1]




بخش خودروهای ویژهٔ جگوار-لندروور که به‌صورت مخفف SVO نامیده می‌شود، به لطف معرفی خودروهایی چون F تایپ Project 7 و XE Project 8، اسم‌ورسمی برای خود دست‌وپا کرده و نام خود را بیش‌ازپیش مطرح ساخته است؛ اما این بخش نمی‌خواهد محدود به استفاده از محصولات موجود گروه جگوار-لندروور باشد. در این رابطه، رئیس SVO آقای «جان ادواردز» در مصاحبه‌ای با اتو اکسپرس گفته است:

«ما قطعاً می‌خواهیم محصولات خاص خودمان را داشته باشیم درست مانند مدل موفق مرسدس-آام‌گ GT»

بنابراین مشخص است که SVO قصد دارد با ساخت محصولی مجزا به رقابت مستقیم با AMG GT بپردازد و مطمئناً این خودرویی جالب خواهد بود اما آقای ادواردز اذعان داشته که این شرکت پیش از حرکت به سمت کار بر روی ساخت یک خودروی اختصاصی باید خودروهای سری Project خود را کامل کند.

این احتمالاً بدان معنا است که شانس دیدن یک محصول انحصاری SVO در آیندهٔ بسیار نزدیک تقریباً غیرممکن خواهد بود. بااین‌حال نمی‌توان به‌طور کامل از دیدن یک مدل کاملاً جدید ناامید شد اما ادواردز نکاتی را در رابطه با آنچه که SVO در حال بررسی آن است بیان نموده است. وی گفته است هنوز هیچ‌چیز رسمی نیست اما دو کراس‌اوور جگوار F-Pace و رنجروور ولار پتانسیل بالایی برای ساخت نسخهٔ Project دارند.

در همین حال، لندروور در حال کار بر روی ساخت نسخهٔ عملکرد بالای ولار SVR است که انتظار می‌رود مجهز به یک پیشرانهٔ 5 لیتری V8 سوپرشارژ با 570 اسب بخار قدرت و 700 نیوتن متر گشتاور باشد. همچنین جگوار نیز یک نسخهٔ اسپرت‌تر از F-Pace را توسعه می‌دهد که انتظار می‌رود از همان پیشرانهٔ رنجروور ولار SVR استفاده کند.

[ad_2]

لینک منبع

اولین نمایش عمومی جگوار XE Project 8 در فستیوال سرعت گودوود

[ad_1]



هرساله اتفاق‌های خودرویی مهمی در فستیوال سرعت گودوود رخ می‌دهد که این جشنواره را به رویدادی مهم و محبوب برای طرفداران خودرو تبدیل کرده است. طبق معمول، امسال هم فستیوال گودوود برگزار شده و خودروسازان مختلف دنیا محصولات جدید خود را به اینجا آورده‌اند. یکی از خودروهای قابل‌توجه گودوود امسال، محصول جدید جگوار XE SV Project 8 است که چندی پیش به‌صورت آنلاین رونمایی شد و حالا سازندهٔ بریتانیایی برای اولین بار این سدان اسپرت و قدرتمند را در غرفه‌اش در گودوود به نمایش عمومی درآورده است.

همان‌طور که قبلاً مشخص شده بود، این خودرو طیفی از تغییرات و ارتقاءهای بیرونی را تجربه کرده است که شامل مواردی چون جلوپنجرهٔ جدید، رینگ‌های 20 اینچی جدید با لاستیک‌های عملکردی و یک بال بزرگ عقب اشاره کرد؛ اما مهم‌ترین بخش این خودرو قلب تپندهٔ آن است یعنی جایی که یک نیروگاه 5 لیتری V8 سوپرشارژ با 600 اسب بخار قدرت و 700 نیوتن متر گشتاور قرار گرفته و XE SV Project 8 را به قدرتمندترین خودروی جاده‌ای تاریخ جگوار تبدیل کرده است.

این سوپرسدان ظرف 3.3 ثانیه از حالت سکون به سرعت 96 کیلومتر در ساعت رسیده و این حرکت تا رسیدن به حداکثر سرعت 320 کیلومتر در ساعت ادامه میابد. نیروی عظیم پیشرانه نیز از طریق یک گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک با پدال‌های تعویض دنده از پشت فرمان به هر چهارچرخ منتقل می‌شود؛ اما غیر از افزایش آشکار عملکرد و اضافه شدن تجهیزات آئرودینامیکی، کابین XE SV Project 8 نیز به آلکانترا و تریم فیبر کربنی مجهز شده است. در صندلی‌های عقب هم از فیبر کربن استفاده شده و صندلی‌های جلو از نوع کاملاً مسابقه‌ای با کمربندهای ایمنی چهار نقطه‌ای هستند.

جگوار می‌گوید از این مدل XE SV Project 8 تنها 300 دستگاه ساخته خواهد شد که در سراسر جهان عرضه می‌شود. پس از اولین نمایش عمومی این خودرو در فستیوال سرعت گودوود 2017، جگوار پذیرش سفارشات خرید آن‌را آغاز خواهد کرد اما هنوز هیچ صحبت رسمی در مورد قیمت آن مطرح نشده است.

[ad_2]

لینک منبع

معرفی جگوار XE SV Project 8، قوی‌ترین سدان تاریخ جگوار

[ad_1]



جگوار پس از یک پیش‌نمایش در ماه گذشته، سرانجام مدل XE SV Project 8 را به‌طور رسمی معرفی کرد. این ماشین که توسط بخش خودروهای ویژهٔ جگوار-لندروور یا به‌صورت مخفف SVO ساخته شده است می‌تواند قاتلی برای سدان‌های اسپرت آلمانی باشد زیرا به یک نیروگاه 5 لیتری V8 سوپرشارژ مجهز شده است که 600 اسب بخار قدرت دارد. این موتور که به یک گیربکس هشت سرعتهٔ کوئیک‌شیفت متصل است، این سوپرسدان را ظرف تنها 3.3 ثانیه از صفر به سرعت 96 کیلومتر در ساعت رسانده و نهایتاً امکان دست‌یابی به حداکثر سرعت 320 کیلومتر در ساعت را برای آن فراهم می‌کند.


این ارقامِ عملکردی مشابه سوپراسپرت‌ها بوده و به همین دلیل، جگوار این سدان اسپرت و توانمند را نقطهٔ اوج سدان‌های عملکردی دنیا می‌داند. XE SV Project 8 در بیرون به سپر جلوی فیبر کربنی، کاپوت فیبر کربنی و یک اسپلیتر قابل تنظیم مجهز شده است. تیم SVO همچنین پانلی مسطح در کف خودرو و سپر عقب فیبر کربنی با یک دیفیوزر تهاجمی را نیز نصب کرده‌اند. دیگر موارد ظاهری برجستهٔ این سوپرسدان بریتانیایی هم شامل رینگ‌های آلومینیومی 20 اینچی فورج‌کاری شده و بال عقب قابل تنظیم می‌شود.

برای تحت کنترل قرار دادن همه‌چیز، مهندسین جگوار یک سیستم تعلیق کاملاً تجدیدنظر شده با فنرهای سفت‌تر و دامپرهای متغیر با قابلیت تنظیم دستی را در این خودرو بکار گرفته‌اند که می‌تواند جهت استفاده در پیست‌ها، ارتفاع ماشین را 15 میلی‌متر کاهش دهد. XE SV Project 8 همچنین به یک دیفرانسیل الکترونیکی فعال با یک خنک‌کنندهٔ روغن و ترمزهای کربن سرامیکی مجهز شده است؛ بنابراین XE SV Project 8 اولین خودروی جاده‌ای دنیا است که همانند خودروهای فرمول یک در سیستم ترمز آن از سیلیکون نیترید استفاده شده است. علاوه بر این، برای کمک به انتقال تمامی نیروی عظیم 600 اسب بخاری این سوپرسدان به سطح مسیر، مطمئناً به سامانهٔ چهارچرخ محرک هم مجهز شده است.


داخل XE SV Project 8 نیز کاملاً به شکل اسپرت ارائه شده است. برای این کار، طراحان یک غربیلک فرمان اسپرت با روکش آلکانترا و تریم فیبر کربنی براق را در این خودرو نصب کرده‌اند. این سدان اسپرت به‌صورت استاندارد با چهار صندلی عرضه می‌شود اما امکان سفارش پکیج پیست هم برای آن وجود دارد که در این صورت خودرو مجهز به تنها دو صندلی مسابقه‌ای در جلو با کمربندهای چهار نقطه‌ای شده و بجای صندلی‌های عقب هم یک رول کیج نصب می‌گردد.

رئیس بخش خودروهای ویژهٔ جگوار-لندروور آقای «جان ادواردز» در مورد XE SV Project 8 گفته است:
«هدف SVO ساخت خودروهایی است که مرزهای لوکس بودن، عملکرد و توانمندی را درنَوَردند. XE پروژه 8 نمونه‌ای عالی است که نشان می‌دهد زمانی که طراحان، مهندسان و متخصصانِ تولید فرصت ساخت یک خودروی اسپرت عالی را بدون محدودیت به دست می‌آورند، چه اتفاقی می‌افتد».


از جگوار XE SV Project 8 تنها 300 دستگاه ساخته خواهد شد که همگی از نوع فرمان چپ خواهند بود اما متأسفانه تمام این مزایا و عملکردِ فوق‌العاده، ارزان به دست نمی‌آید چراکه قیمت این خودرو از 150 هزار پوند آغاز می‌شود.

[دانلود ویدئو]

[ad_2]

لینک منبع